به روز شده در: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۳:۰۱
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّداُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.      
کد خبر: ۳۵۲۳
تعداد نظرات: ۵۸ نظر
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۷:۱۸
روح الله حسینیان
فساد جنسی یک بیماری عمومی است که دامن بیشتر پادشاهان مستبد را آلوده کرده است. داستانهای هزار و یک شب، حرمسراهای قاجار و عشقهای بیمارگونه پادشاهان ایران همه نشان از فساد دربار و حساسیت بیرون از دربار دارد. اما دربار محمدرضا پهلوی از دو جهت با سلف خود متفاوت بود. محمدرضا برای کاستن از قبح زن‌بارگی رعایت احکام شرعی را نمی‌کرد و فساد مختص به مردان دربار نبود. خواهران، دختران و زن او نیز از این قاعده مستثنی نبودند. 

شاه در فساد جنسی بی‌مبالاتی را به اوج رسانده بود. دربار او دائم محل رفت و آمد فواحش خارجی و معشوقه‌های داخلی بود. او از دوران جوانی تا اندکی پیش از مرگ دست از زن‌بارگی برنداشت. حتی لحظاتی که ملت ایران برای سرنگونی او در سرتاسر کشور بسیج شده بودند و در خیابانها صدای رگبار و مرگ بر شاه در هم پیچیده بود او در بارگاه خویش بی‌اعتنا به واقعیتهای بیرونی به عشقبازی مشغول بود. شاید رفتار جنون‌آمیز جنسی محمدرضا بی‌تأثیر از مادرش نبود، زیرا مادرش به او سفارش می‌کرد: «از قدیم و ندیم گفته‌اند به هرچمن که رسیدی گلی بچین و برو!»(78

شاه و دلال محبت او، علم در رابطه با اخلاق جنسی به این اعتقاد رسیده بودند که مردان بزرگ احتیاج به یک سرگرمی دارند و مسئله جنسی بهترین سرگرمی است. به گزارش علم یک روز شاه و علم «درباره‌ی دوستان مؤ‌نث، گپ » می‌زدند. شاه از پیر شدن معشوقه‌ها صحبت می‌کرد و افزود «با وجود همه‌ی اینها اگر این سرگرمی‌ها را هم نداشتیم به کلی داغان می‌شدیم.» علم نیز که در فساد جنسی دست کمی از شاه نداشت در تأیید شاه گفت: «همه‌ی مردانی که مسئولیتهای خطیر به عهده دارند نیاز به نوعی سرگرمی دارند و به عقیده من مصاحبت جنس لطیف تنها چاره‌ی کارساز است.»(79)

مسئله مهمی که بر فساد جنسی شاه دامن می‌زد، فساد اخلاقی خواهرانش اشرف و شمس بود. اشرف و شمس که از نقطه ضعف شاه آگاه بودند، «دختران زیبا را به او معرفی می‌کردند.» و «دختران جوان را به دام » می‌انداختند و برای محمدرضا به کاخ می‌آوردند.(80)

گرچه شخصیت‌های پیرامونی محمدرضا شاه، پدر، مادر، خواهران، وزیر دفاع دربار و دوستان او نقش بسزایی در زمینه‌‌سازی فساد جنسی شاه داشته‌اند؛ اما عامل اصلی، شخصیت خود شاه بود. برای روشن شدن عوامل و ابعاد موضوع، مروری بر فساد جنسی محمدرضا شاه بی‌مناسبت نیست.

محمدرضا در اوایل جوانی که برای تحصیل به مدرسه له‌روزه سوئیس رفته بود، عاشق یکی از مستخدمه‌های مدرسه شد و پس ار برقراری ارتباط، دخترک را حامله کرد. محمدرضا با کمک فردوست با پرداخت پول از آن دخترک خواستند تا سقط جنین کند و مدرسه را ترک نماید.(81)

رضاشاه پس از بازگشت محمدرضا از سوئیس به ملکه مادر سفارش کرد که برای جلوگیری از رابطه محمدرضا با زنان ناباب، یک خانمی برای او به دربار بیاورند. درباریان برادرزاده ساعد مراغه‌ای را که زن مطلقه‌ای به نام فیروزه بود با پرادخت ماهیانه سیصد تومان به دربار آوردند و تا ازدواج محمدرضا و فوزیه با او بود.(82)

شاه پس از ازدواج با فوزیه همچنان به روابط نامشروع خود ادامه می‌داد و همین امر موجب شد تا «ملکه فوزیه از ماجراهای عاشقانه او خشمگین » شود.(83) شاه با حضور فوزیه، عاشق دختری به نام «دیوسالار» شد، او که هنوز به تشریفات اسکورت مبتلا نشده بود، با یک دستگاه اتومبیل به منزل دخترک می‌رفت. با شیطنت ارنست پرون موضوع به اطلاع فوزیه رسید. پرون، فوزیه را سر قرار برد و وقتی محمدرضا از خانه دیوسالار بیرون آمد، او را مشاهده کرد. فوزیه نیز به تلافی خیانت شاه با تقی امامی دوست شد و اختلافات شاه و فوزیه از آن پس شدت گرفت و سرانجام منجر به طلاق گردید.(84)

پس از طلاق فوزیه، شاه مجدداً به «زندگی پرعیش و نوش شبها در کلوپ‌های دانس ... ادامه داد. شایعات زیادی درباره‌ی اسم خانمهایی بود که در این رفت و آمدها با اعلیحضرت دیده می‌شدند.»(85)

شاه در این دوره از زندگی‌اش «حتی آپارتمانهایی در تهران دست و پا کرد تا بتواند با زنان جوان خلوت کند.»(86)

معروف‌ترین معشوقه‌ی شاه در این دوره، پروین غفاری بود. پروین غفاری، «16-17 ساله، مو بور، زیبا و بلند قد»، دختر میزا حسن غفاری همدانی یکی از کارمندان مجلس شورای ملی بود. فردوست یک روز در باشگاه افسران با وی و مادرش آشنا شد و چون سلیقه شاه را می‌دانست او را به شاه معرفی کرد. سرانجام با دلالی فردوست، ترتیب ملاقات وی با شاه در سرخ حصار داده شد.(87)

پروین غفاری کم کم به دربار راه یافت و در حال و هوای ملکه شدن، از شاه حامله شد. اما شاه وی را مجبور کرد تا توسط پروفسور عدل، دوست شاه سقط جنین کند. شاه پس از بهبودی پروین، خانه‌ای در خیابان کاخ نزدیک کاخ مرمر برای وی خریداری کرد تا به وی نزدیکتر باشد. سرانجام پس از مدتی پروین از چشم شاه افتاد و از دربار رانده شد. پروین غفاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرات خود را در کتابی به نام «تا سیاهی ...» منتشر کرد.(88) پروین غفاری در این کتاب نشان می‌دهد که شاه چه قدر موجود جلفی بوده، تا آنجا که خود به تنهایی در خیابانها به دنبال شکار دختران می‌افتاده است.(89)فرح پهلوی وعروسش یاسمین

شاه جلافت را به حدی رسانده که چند بار از دیوار خانه پروین بالا رفته است.(90) او دوره‌ی طلاق بعد از فوزیه را چنین ترسیم می‌کند: «در تهران آن روزگار شایع بود که برای شبهای تنهایی او دختران زیبایی را شکار کرده و به دربار می‌برند. حتی نام دختری ایتالیایی به نام "فرانچیسکا" در لیست معشوقه‌های شاه بود.»(91)

غفاری در این کتاب یکی «از خصوصیات بارز شاه را زن‌بارگی» او می‌داند که «دست از هرزگی برنمی‌داشت و در تمام بزمهای شبانه با دریدگی به زنان و دختران چشم می‌دوخت و به بهانه‌های مختلف سعی می‌کرد با آنها تنها باشد و یا آنان را به رقص دعوت کند.»(92)

شاه با تداوم حکومت پهلویها و لزوم داشتن ولیعهد ناچار شد در سال 1329 با ثریا ازدواج کند. اما این ازدواج پس از هفت سال ثمری برای دودمان پهلوی نداشت و ثریا نیز از دربار رانده و مطلقه شد. پس از جدایی شاه از ثریا، زندگی عشقی شاه رونق گرفت. بعدها سیا در یکی از گزارشهایش درباره شاه متذکر شد که سلیقه او جنبه جهانی دارد و همه نژادها را دوست دارد.»(93) شاید گزارش سازمان سیا زیاده‌روی باشد. هیچ گزارشی از این که شاه به دختران چینی یا آفریقایی علاقه داشته باشد نرسیده است و به گفته ملکه مادر «محمدرضا در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود. یک بار که در جوانی با هواپیمای آلمانی مسافرت می‌کرد عاشق میهمانداران موطلایی هواپیمایی لوفت‌هانزا شده بود ... همین مسئله مدتها موجب بدبختی محمدرضا شده بود و پولهای زیادی را صرف میهمانداران لوفت‌هانزا می‌کرد و یک قسمت از دربار مسئول دعوت و پذیرایی از میهمانداران بود.»(94) برادر و خواهر شاه هم که این موضوع را فهمیده بودند، در ترتیب ضیافت میهمانان هواپیمایی برای شاه فعالیت می‌کردند. «رفیقه‌های یک شبه و چند شبه فراوانی داشت که معرف آنها اشرف خواهرش و عبدالرضا برادرش بودند. اینها بیشتر از رده میهمانان خارجی هواپیماییها بودند.» شاه در این دوره علاوه بر مراوده با میهانداران موطلایی اروپایی به عشق دختران آمریکایی نیز مبتلا شده بود. «در مسافرتهایش به آمریکا هم زنهای متعددی را می‌دید که دولو به او معرفی می‌کرد.»(95) شاه کم کم عاشق ستاره‌های سینمایی و ملکه‌های زیبایی می‌شد و با هزینه‌های سرسام‌آور به مراد می‌رسید.

ارتشبد فردوست که خود یکی از دلالان فساد محمدرضا بود، می‌گوید: در مسافرت شاه به نیویورک «من دو نفر را به محمدرضا معرفی کردم، یکی گریس کلی بود که در آن زمان آرتیست تئاتر بود و دو بار با او ملاقات [کرد] و محمدرضا به وی یک سری جواهر به ارزش حدود یک میلیون دلار داد. این زن بعداً همسر پرنس موناکو شد ... نفر دوم یک دختر آمریکایی 19 ساله بود که ملکه زیبایی جهان بود ... چند بار با محمدرضا ملاقات کرد و به او نیز یک سری جواهر داد که حدود یک میلیون دلار ارزش داشت.»(96)

معرف‌ترین معشوقه‌های شاه در این دوره گیتی خطیر بود که در آستانه ازدواج با فرح «حدود یک میلیون تومان پول نقد و همین حدود جواهر به او داده شد و راهی رم شد.»(97)

باز شاه در سال 1338 برای به دنیا آوردن ولیعهد با فرح ازدواج کرد. با این که سن شاه در این دوره به کهولت می‌رفت، اما در فساد هر روز بدتر از گذشته می‌شد. در همین دوره بود که افراط محمدرضا در زن‌بارگی موجب تیرگی روابط شاه وفرح شد. شاه و دربار بدون توجه به موقعیت ملت و مملکت جلافت را به حدی رسانده بودند که با مؤسسات فساد جنسی در اروپا رابطه برقرار کردند. یکی از این مؤسسات، مؤسسه مادام کلود، «یکی از موفق‌ترین و معتبرترین شبکه‌های دختران تلفنی در پاریس» بود. این مؤسسه بود که دختری به نام «آنژ» را به شاه معرفی کرد. او با هواپیما به ایران آمد و مورد استقبال یکی از کارمندان وزارت خارجه قرار گرفت و در هتل هیلتون در یک سوئیت ساکن شد. سه روز آداب حضور نزد شاه را به وی آموختند،«وقتی شاه آنژ را دید، به قدری از او خوشش آمد که او را در تهران نگه داشتند». اما او از زندگی در تهران خوشش نیامد، بعد از شش ماه هنگامی که قصد بازگشت را نمود به او اخطار کردند که «تو نمی‌توانی از اینجا بروی، اعلیحضرت از تو خوشش می‌آید». ولی سرانجام او موفق شد ایران را ترک گوید.(98)

مراوده شاه و دربار با این مؤسسه ادامه داشت، این مؤسسه «برای شاه و مقامات دربار صدها دختر به تهران می‌آورد، همه‌ی این‌ها عادی می‌نمود و بخشی از سبک زندگی پهلوی‌ها به شمار می‌رفت». ولی ناگهان در ایران یک خبر عشقی از شاه منتشر شد و سپس کاخ شاه را نیز متشنج کرد. «در اوائل سالهای 1970 (1350) در دربار و بازار زمزمه‌هایی رواج یافت حاکی از اینکه شاه عاشق شده است. آن هم نه عاشق یک دختر اروپایی، بلکه یک دختر نوزده ساله ایرانی با موهایی که به رنگ طلا بود. می‌گفتند نامش گیلدا است.»(99)

داستان گیلدا پرحادثه‌ترین داستانهای هزار و یک شب دربار پهلوی بود. شاه بی‌مهابا او را به کاخ آورد و رسماً جزء دربار شد. فرح از گستاخی شاه سخت به تنگ آمد و دعوا و درگیری را آغاز کرد. گیلدا دختر سرلشکر آزاد یکی از افسران نیروی هوایی اصفهان بود، در سفری که شاه به اصفهان رفت سخت شیفته او شد و او را با خود به تهران آورد. مادر محمدرضا، داستان گیلدا را چنین تعریف می‌کند: در سال 1351 سرلشکر آزاد برای اینکه «خودش را به محمدرضا نزدیک کند»، از دخترش استفاده کرد، او را هنگام سفر محمدرضا به اصفهان با خود آورد و در هواپیما کنار محمدرضا نشاند و محمدرضا را خام خودش کرد. محمدرضا چنان شیفته او شد که «نمی‌توانست در برابر خواهشهای او نه بگوید»، شاه نام او را به خاطر موهای طلاییش، طلا گذاشت. کم کم حس رقابت فرح برانگیخته شد و بحث طلاق پیش کشیده شد. ملکه مادر از این که فرح نسبت به این دختر حساسیت نشان می‌داد، تعجب می‌کند و می‌گوید: «فرح خودش را روشنفکر می‌دانست. محمدرضا در مجالس با زنهای این و آن و دخترهای این و آن می‌رقصید و آنها را در آغوش می‌گرفت و می‌بوسید و فرح می‌دانست که محمدرضا ... علاوه بر او با زنان دیگری هم رفت و آمد دارد، اما او نسبت به این دختر فوق‌العاده حساس شده بود.»

ملکه مادر علت حساسیت بیش از حد فرح را این می‌داند که «این دختر فوق‌العاده قشنگ بود». خصوصاً این که محمدرضا به زیبایی ذاتی این دختر اکتفا نکرده بود و او را نزد پروفسور تسه فرانسوی، دکتر خانوادگی دربار در امور زیبایی فرستاده بود و با چند عمل جراحی «خیلی دیدنی شده بود.»(100) سرانجام فرح بی‌تاب شد و وقتی «در سعدآباد چشمش به طلا افتاد. جلو رفت و کشیده محکمی به گوش طلا زد.»(101)

مادر فرح، فریده دیبا در بزرگواری و گذشت دخترش فرح می‌نویسد:

بی‌تفاوتی فرح نسبت به کام‌جوییهای محمدرضا باعث شد که شاه جسارت را از حد بگذراند و دست دختر یکی از افسران نیروهای هوایی را بگیرد و به عنوان معشوقه خود به کاخ بیاورد ... محمدرضا در داخل کاخ جایگاهی را به او اختصاص داده بود. فرح با آنکه می‌کوشید نسبت به این مسائل بی‌تفاوت باشد، اما یک بار کشیده‌ای محکم به گوش این دختر زد.(102)

بلند‌پروازیهای خانواده گیلدا حتی حساسیت شاه را هم برانگیخت. به گزارش علم، یک روز صبح «شاه خیلی بدخلق بود.» شاه علت بدخلقی خود را مصاحبه خانواده گیلدا با یک روزنامه ترک دانست که گفته‌اند: «با این که شایعات ازدواج [دخترشان با شاه] بی‌اساس است، اما بدون شک دخترشان معشوقه شاه است.»(103)

اختلافات شاه و شهبانو، شاه را به این نتیجه رساند که فرح را طلاق بدهد. ملکه مادر با او وارد بحث شد، ولی شاه اعلام کرد: «چه عیب دارد؟ او را طلاق می‌گویم. طلاق در میان مردم ایران یک امر مقبول است و خیلی مردها زنشان را طلاق می‌گویند»؛ (104) اما ملکه مادر طلاق را به صلاح ندانست و با پادرمیانی وی شاه و ملکه «توافق کردند که به خاطر مصالح مملکت از هم طلاق نگیرند؛ ولی من‌بعد با هم کاری نداشته باشند و فقط دوست باشند و سپس، محمدرضا با این تصمیم آزادی خودش را به دست آورد و فرح هم کار خودش را می‌کرد.»(105)

سرانجام گیلدا نیز دل شاه را زد و تصمیم گرفت او را به تیمسار خاتم فرمانده نیروهای هوایی واگذار نماید.(106) شاه عاشق‌پیشه‌ای بود که هر لحظه دل به دامن کسی می‌بست و بیت‌المال را بی‌هیچ دغدغه‌ای هزینه‌ی وصلش می‌کرد. شاه مدتی عاشق «سوفیا لورن»، ستاره معروف سینمای ایتالیایی شده بود و دستور داده بود تا فرح گونه‌های خود را به شکل او جراحی کند. شاه برای رسیدن به وصال سوفیا لورن او و همسرش را به ایران فراخواند، ولی تنها همسرش، کارلو پونتی به ایران آمد و در ضیافت کاخ شاه شرکت کرد.(107)

علی شهبازی یکی از نیروهای گارد شاهنشاهی و سرتیم محافظ شاه، کسی که تا پایان عمر، در خارج از کشور، مغرب، پاناما، آمریکا و مصر او را ترک نکرد، در خاطرات خود، پرده از شبکه‌ای برمی‌دارد که برای فساد و زن‌بازگی شاه فعالیت می‌کردند. او معتقد است از وقتی که علم وزیر شد، در وزارت دربار «تشکیلاتی ویژه برای سرگرمی شاه درست کرده بود که اعضای آن سازمان عبارت بودند از خود علم، افسانه رام، سیروس پرتوی، امیر متقی، ابوالفتح آتابای، کامبیز آتابای، هرمز قریب، سلیمانی، سرهنگ جهان‌بینی، عباس حاج‌فرجی، حسین حاج‌فرجی، ابوالفتح محوی، خانم آراسته و سرهنگ اویسی، تعدادی خارجی هم با آنها همکاری داشتند. این تشکیلات یک بودجه سرسام‌آور داشت.» او در مورد وظیفه این تشکیلات می‌گوید: «کارشان این بود که خانم‌های شوهردار و دختران بخت برگشته و یا همسران و دختران کسانی را که می‌خواستند مقامی بگیرند، برای شاه بیاورند.»

وی که همیشه همراه شاه بوده است در مورد محلهای فساد شاه می‌نویسد:

این برنامه گاهی در کاخ شهوند انجام می‌شد که مسئول آن ابوالفتح آتابای بود ... هر وقت حسین دانشور برای شاه خانم می‌آورد در منزل اردشیر زاهدی برنامه انجام می‌شد، موقعی که امیر متقی از دانشگاه شیراز خانم می‌فرستاد در منزل علم ملاقات صورت می‌گرفت ... تابستان که شاه به نوشهر می‌رفت برنامه دست امیر قاسمی بود که از دختران ساواک به کاخ رامسر می‌آورد ... ابتدا کامبیز آتابای یک نفر را به کاخ شهوند می‌آورد و کار که تمام می‌شد، جهان‌بینی به عرض می‌رساند: قربان آقای سلیمانی با مهمان در منزل آقای ابوالفتح محوی منتظر است ... دو ساعت بعد جهان‌بینی جلوی در ورودی به عرض می‌رساند: قربان حسین دانشور با مهمان در حصارک منتظر تشریف‌فرمایی شما هستند ...

آقای شهبازی می‌نویسد فساد شاه در این اواخر به حدی رسیده بود که «شاه حتی وقتی که به زیارت امام رضا(ع) می‌رفت قبلاً علم منشی‌اش که افسانه رام بود را با یکی دو خانم از تهران به آنجا می‌فرستاد.»

با اینهمه، شهبازی در دفاع از شاه می‌گوید: «خلاصه علم برای شاه برنامه‌ای درست کرده بود که شاه تا شانه‌هایش در لجن فرو رفته بود و راه برگشت هم نداشت.» او در مورد افراط علم می‌نویسد که «گاهی اتفاق می‌افتاد که علم شاه را در یک روز با سه تا چهار زن روبه‌رو می‌کرد.»(108)

محافظ شاه داستانی را از عیاشی شاه و علم در جزیره کیش نقل می‌کند، که نشانگر اوج بی‌مبالاتی آنهاست. او می‌نویسد:

با یک فروند هواپیما در معیت شاه و علم به جزیره کیش رفتیم. علم در فرودگاه گفت حفاظت لازم نیست، شاه را برداشت و برد. افسر نیروی هوایی مسئول حفاظت در کیش به شدت از جان شاه می‌ترسید و خودخوری می‌کرد، چند لحظه بعد با عصبانیت آمد و گفت شاه با سه خانم لخت کنار ساحل قدم می‌زنند.«هر چهار نفر لخت هستند و کارهایی انجام می‌دهند که واقعاً من ناراحت شدم»

شهبازی در توجیه آن افسر گفت: «شاه هم آدم است، تفریح می‌خواهد!» افسر با ناراحتی جواب داد: «این تفریح نیست.»(109)

علم در جای جای خاطرات خود به عیاشیهای شاه و خود اشاره می‌کند. او نشان می‌دهد که حتی از آوردن دختران ساده به کاخ نیز خودداری نمی‌کردند. علم دختری را برای شاه به کاخ آورد که خودش می‌گوید: «دخترک یا خل وضع است یا درست حسابی مایه دردسر است.» او در مورد سادگی این دختر به شاه می‌گوید: «آن قدر ساده است که علناً مرا به جای شاه گرفت، تعظیم غرایی کرد و بعد هم خودش را انداخت توی بغل من ... نمی‌دانستم با چه زبانی به او بگویم که من شاه نیستم.»(110)

علم در جای دیگر از خاطراتش داستانی را نقل می‌کند که اوایل سال 55 دوست دختر سوئدی شاه در اثر خوردن چغاله بادام دل درد گرفته بود و اشتباهاً دکتر را برای دوست دختر فرانسوی علم برده‌اند.(111)

شاه نه تنها در ایران بی‌مهابا و بی‌اعتنا با ارزشهای ملت ایران دست به فساد می‌زد، بلکه بی هیچ توجهی به شأن یک پادشاه در خارج از کشور نیز از هیچ تظاهری به فساد کوتاهی نمی‌کرد.

شاه در یکی از سفرهای خود به ونیز از فرماندار شهر تقاضای زن می‌کند. فرماندار پاسخ می‌دهد: «این کار مربوط به رئیس پلیس است.» وقتی این داستان به آندره ئوتی نخست‌وزیر ایتالیا رسید از بی‌شخصیتی شاه تعجب کرد .گفت: «این تقاضا را عاری از نشانه‌ی نجیب‌زادگی» می‌دانم.(112)

مسئله زن‌بارگی شاه را در خارج از کشور همه‌ی طرفداران شاه روایت کرده‌اند. علی شهبازی محافظ شاه می‌نویسد علم برای عیاشی شاه در خارج از کشور نیز تشکیلاتی درست کرده بود و «عده‌ای مأموریت داشتند که در خارج از کشور هنگام مسافرت برای او قبلاً همه چیز را آماده کنند؛ البته اکثراً در مسافرتها اردشیر زاهدی و حسین دانشور و سرهنگ جهان‌بینی و مصطفی نامدار سفیر شاه در اطریش عهده‌دار آوردن خانمهای متعددی بودند. از همه فعال‌تر محمود خوانساری بود که دختران دانشجوی ایرانی را می‌آورد.»(113)

پرویز راجی سفیر شاهنشاه در انگلیس داستان خلوت کردن شاه و خانم «مورین» در تالار پذیرایی سفارت ایران در انگلیس را آورده است.(114) شاه دیوانه عیاشی بود، او نه مانند یک پادشاه با وقار، بلکه مانند یک لات هرزه به دوره‌گردی در خارج از کشور می‌پرداخت. فریدون هویدا سفیر شاه در سازمان ملل که در یکی از مسافرتهایش به همراه شاه در پاریس بوده، می‌نویسد:

«شاه یکی دو روز عصرها که وقت آزاد داشت به چند کاباره شبانه سر زد و مدتی را در مصاحبت دختران معرفی شده از سوی دوستان خود گذراند که به آنها هدایایی گرانقیمت نیز داد. چند ماه بعد در یک مجلس میهمانی به یکی از همان دخترهایی که مدتی را با شاه سرکرده بود برخوردم و او با افتخار فراوان انگشتر الماسی را که از شاه هدیه گرفته بود به من نشان داد.»(115)

عیاشهای شاه در سن موریس سوئیس، پایتخت زمستانی شاه داستان دیگری است که خود نیاز به کتابی جداگانه دارد. خانم مینو صمیمی کارمند سفارت ایران در سوئیس در خاطرات خود پرده از فساد شاه برمی‌دارد و می‌نویسد: «شاه در مسافرتش به سوئیس از همان فرودگاه از فرح جدا می‌شد و به دنبال عیاشی خود می‌رفت. در یکی از این مسافرتها شاه «از فرودگاه مستقیماً عازم محل اقامت یکی از ستارگان معروف شد و تمام ساعات بعدازظهر را در جوار او گذراند.»

وی این ستاره سینما را «بریژیت باردو» می‌داند. وی معتقد است، فرح نیز از مقصد شاه اگاه بود. سفیر ایران در سوئیس چون تازه کار بوده است، اطاق دو نفره‌ای را برای شاه و ملکه تدارک دیده بود، اما شاه به وی متذکر می‌شود که شاه و ملکه در یک اطاق نمی‌خوابند. این موضوع برای خانم صمیمی معما شده بود تا سرانجام «عیاشی‌های شاه» و «زن‌بارگی» وی به او فهماند که «چرا شاه پیوسته اصرار داشت در اتاق خوابی جدا از همسرش به سر برد.»(116)

عیاشهای شاه در یک محیط سربسته انجام نمی‌شد؛ به همین جهت در بین مردم ایران زبان به زبان می‌چرخید و نفرت در دلها ایجاد می‌کرد. روزنامه‌های اروپایی با همه حمایتی که از شاه به عمل می‌آوردند، عیاشیهای شاه را نادیده نمی‌گرفتند و «مطالب متعددی اغلب در مطبوعات اروپایی راجع به عیاشیهای شاه منتشر می‌شد که خود مؤیدی بود بر زن‌بارگی شاه.»(117) یکی از نویسندگان فرانسوی به نام «ژرا دو ویلیه» در کتاب خود فصل بلندی را به شرح ماجراهای عشقی شاه اختصاص داده است. وی از معشوقه‌هایی به نام «دخی» و دختر زیبایی از خانواده‌ای اشرافی به نام «منیژه» و دختری 19 ساله و تحصیل‌کرده در انگلیس به نام صفیه،دختر 18 ساله‌ای به نام لیلی فلاح و هنر پیشه آلمانی به نام «الگار اندرسن» و «ماریا گابرلا» دختر پادشاه برکنار شده ایتالیا نام می‌برد. (118) شاه تا مرز ازدواج با گابریلا هم رسید، ولی به دلیل مسیحی بودن وی با مخالفت آیت‌الله بروجردی رو به رو شد.

شاه چنان بی دغدغه از مشکلات مردم و سقوط خود به عیاشی مشغول بود که حتی در آخرین ماههای حکومتش دست از فساد جنسی برنمی‌داشت. در سال 1356، سپیده زن دولو قاجار که عضوی از شبکه فساد شاه بود، دختری زیبا روی 16 ساله فرانسوی به نام ماری لبی را شکار و به دربار نزد شاه می‌فرستد. او در نزدیکی های پیروزی انقلاب اسلامی ایران را ترک و به فرانسه باز می‌گردد. وی خاطرات خود را به شکل رمانتیک به نام «عشق من شاه ایران» منتشر کرده است.(119)

شاه در این اواخر چنان در هرزگی فرو رفته بود که حتی اگر چشمش به عکس زیبا رویی می‌افتاد، عنان از دست می‌داد. کارت تبریکی را شاهزاده موناکو همراه با عکس دخترش برای شاه فرستاد، شاه تا چشمش به عکس افتاد گفت:«عجب دختر خوشگلی دارند ای کاش می‌توانستیم دعوتش کنیم بیاید تهران.»(120)

شاه حتی تا آخرین لحظات عمرش دست از هرزگی برنداشت. به گزارش احمد علی انصاری دوست وفادار و همراه شاه« تا زمانی که حالش به وخامت گرائید هنوز همان روحیه‌ی زن بازی را حفظ کرده بود.»(121)
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۵۸
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:55 - 1388/11/17
4
3
خدا لعنتش کند که این همه با آبرو و پولهای مردم بازی کرد
ساتیا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
15:09 - 1389/01/22
4
2
سلام بایداول تشکر کنم ازتون دوم اینکه واقعا چه خوب که نابود شدن
حسین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
06:13 - 1389/06/08
4
2
سلام تشکر بابت اگاهی از هرزگی دربار خدا لعنت کنددرباریان را . ولی خاک برسر بعضیها که با فساد این هرزهها هنوز دم از انها میزنند
رامون
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
01:29 - 1389/06/13
6
4
شاه كه مرده .شما كه زنده ايد چه گلي به سر مردم زديد.دروغ بسه چاره اون شامبو بسه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
01:14 - 1389/07/11
4
4
شما اگه میخواید شاه رو نقد کنید باید عملکردشو نقد کنید به زندگی شخصیش چکار دارید؟ در ضمن همچین این مواردو نوشتین که انگار از نزدیک تو اتاق خواب شاه بودین؟ نکنه شما هم تو فساد دربار نقش دلال محبت رو داشتین که از همه چی با خبرین؟
امین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:11 - 1389/08/21
3
1
دمش گرم لااقل تو زندگی یه حالی کرده
ما که به تو این دنیا نه تو اون دنیا نمیتونیم حال کنیم
امین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:38 - 1389/08/21
2
0
دمش گرم لااقل تو زندگی یه حالی کرده
ما که به تو این دنیا نه تو اون دنیا نمیتونیم حال کنیم
hmn
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:34 - 1389/09/22
2
2
خودتون را درست کنید
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
15:28 - 1389/10/15
3
2
به قوله اصفهانیها ا ما هم خر
سامان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
01:40 - 1389/10/16
0
1
سلام مطالبتان بسیار جالب و جدید بود. من کتاب فردوست ، خاطرات علم و چند کتاب دیگر مثل کتاب مینو صمیمی را خوانده بودم اما فکر نمیکردم در مورد فساد دربار با این مطالب جدید روبرو شوم لطفا اسم منابعتان را برایم بفرستید. ممنون
یه نفر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:16 - 1389/10/18
0
1
از روشنگری شما متشکرم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
19:14 - 1389/10/29
3
0
گم شید پس شاه یعنی چی
یاس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:05 - 1389/11/05
2
2
عالی بود
خاک برسر شاه و اهل وعیالش وطرفدارانش
ناصر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
17:41 - 1389/11/09
0
5
باورم نمیشه شاه پسر شاه یک مملکت از دیوار مردم بالا بره چاخان کردین
ناشناس
|
-
|
22:51 - 1389/11/12
1
3
واقعا هرز بوده
بهناز
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
23:36 - 1389/11/14
0
2
خراب كردن ادما چقدرراحت شده ديد نقادانه كجا رفته بي اصالتا
پهلوي
|
UNITED KINGDOM
|
22:19 - 1389/11/21
1
1
hamash doroghe ashghala
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
07:53 - 1389/11/23
0
1
سلام
چراوقتي به شاه 2بارجزيره كيش راهديه دادند اوبازهم آنرافروخت؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
hadi
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:34 - 1389/12/10
0
0
ali bod
ناشناس
|
UNITED STATES
|
21:59 - 1389/12/24
1
2
بمیرید احمقهای بیشرف
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
03:01 - 1389/12/25
0
3
دروغ که کنتور نداره همینجوری بگید
شما ها چه گلی بسر ما زدید اخه؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:44 - 1389/12/27
1
0
معلوم ميشه كساني كه شاه رو دوست دارن ،به خاطر چي ارادت دارن
تقريبا همشون هرزگي مي خوان
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:26 - 1389/12/28
0
3
همیشه هر حکومتی که تموم میشه پشت سرش حرف زیاد میزنن
تا بوده همین بوده
اشکال نداره
reza
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
15:28 - 1390/01/27
1
1
دروغ تا چه حد خیلی دروش گو هستید شما غلط کردین دروغ می بافین
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
22:26 - 1390/02/18
0
2
فکر نمی کنم همش درس باشه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:26 - 1390/03/07
0
0
روزقیامت که میشه بعضیهاتوسرخودشون میزنن چرابافلانی دوستی کردم چراحقوباور نکردم یکی ازاقوام من تودربارشاه کاره ای بوده ایناروتاییدمیکنه میگه خیلیهاشم نگفتن وخیلی هم عادی بوده
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
01:15 - 1390/03/25
2
0
اگه باورندارین منابع دیگه روبخونین اگرچه اونایی که میگن دروغه مثل خودجناب شاه فرقی باحیووناندارن.
parham
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:14 - 1390/04/01
0
2
به شما چه شاه بوده حال کرده فکر کردید تئ دربار امروزی از این چیزا خبری نیست؟؟؟؟بابا برید حال کنید
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:51 - 1390/04/22
0
0
خيلي عجيبه كه تو نظر دهنده ها بعضيها اينقدر به شدت اين حرفها رو رد مي كنن در حاليكه همه اين حرفها از خاطرات كسانيه كه با شاه و درباريانش ارتباط داشتن اين همه طرفداري از كسي كه فسادش ثابت شده براي چي؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
23:56 - 1390/05/21
0
3
ادم بی عیب وجود نداره ولی وقتی می خواهید یکی رو نقد کنید این قدر اغراق نکنید. یک کم حیا داشتن بد نیست.
mehmid
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:52 - 1390/06/12
0
0
لعن الله قوم الظالمین
ثمين
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:56 - 1390/06/17
0
0
سرگذشت پهلوي ها جالبه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
15:35 - 1390/06/17
0
0
وای برکسانی که قیامت راانکار میکنند
محمد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:38 - 1390/06/22
0
0
شاه که خیلی حال کرده
عیاشی های فرح هم بنویسید
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
22:56 - 1390/07/05
0
1
برای ظهور مهدی صلوات
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
19:30 - 1390/09/12
0
2
پشت سرسیاسیون همیشه حرف برای گفتن زیاداست مگرهمین اقایان درزمان خودشان به دخترشان فحش نمیگن والقاب انچنانی به انها نمیچسبانند این که درزمان حیاتشان است وای به وقتی که فرارکنندیابمیرند
سامان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
01:04 - 1390/09/26
1
0
ازاطلاعاتی که درباره این خاین به ماداده اید متشکرم.
ساقی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:52 - 1390/09/28
1
0
خدا را شکر میکنم که شاه گورشو گم کرد
بهار
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
18:40 - 1390/10/14
1
0
خاک تو سر طرفداران کنونی پهلوی که دوستدار بی غیرتی و فساد و پستی هستند
م.ح
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
08:00 - 1390/10/27
0
0
خدا لعنتش کنه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:09 - 1390/11/14
1
0
لعنت خدا برشاه وفرح وعلم ولعنت برکسانی که این کار ملعون راحمایت کردند ومی کنند1111111
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
00:36 - 1391/06/15
0
2
آنقدرباولع تعریف کردی که دلم برات سوخت
داریوش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:29 - 1391/08/06
1
0
شاهی که نمیتونه خودشو وخانوادشو کنترل کنه چطوری میخواسته ایران رو کنترل کنه من نمیدونم
فرح
|
INDIA
|
10:59 - 1391/09/03
1
0
ظاهرا فرح هم یه دوره ای خوب ...
علي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:06 - 1391/09/08
1
0
اين كارها در حكومت پهلوي يك نوع روشنفكري و متجدد شدن و كلاس بال داشتن معني ميشد و از نظر اونا عيبي نداشت.درست برعكس اون چيزي كه مردم ايران فكر ميكردن.همين كارا باعث سرنگونيشون شد
محمد سلطانی
|
GERMANY
|
18:23 - 1391/11/05
2
0
واقعا ازشما تشکرمیکنم که آن زمان را برای نسل ما شفاف سازی کردید وخداراشکر که این بیناموس ها نابود شدند
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
20:31 - 1391/11/10
2
0
اونی که فکر میکنه این مطالب دروغه خیلی احمقه
ناشناس
|
GERMANY
|
15:37 - 1391/11/14
1
1
اگر این کارهای دیروزشان نبود شاید امروز خودشان بودند
naseroak@yahoo.com
|
UNITED STATES
|
01:44 - 1391/11/15
0
1
خاک تو سر شاه
nashenas
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:13 - 1391/11/15
0
1
مردم شاه دارن ما هم شاه داشتم . اینجور که معلوم شاه نیوده شل بوده . ای خدا خدا لعنتشون کنه
حمید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
04:54 - 1391/11/22
0
1
با سلام،من قبلا در باره صحت این موضوعات مطرح شده تحقیق کردم،همه مطالب ذکر شده صحیح بود تازه کمبود هم داشت.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
20:28 - 1391/11/23
0
1
خیلی کامل و عالی بود
همش عین واقعیت تمام اینخاطرات از نزدیکان خود شاه نقل شده باور کردنی نیست که عده ای هنوز هم سنگ اون ملعون رو به سینه میزنن!
پس عقل کجاست؟!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:47 - 1391/11/25
0
1
فقط متاسفم
محمد
|
UNITED STATES
|
17:32 - 1392/03/09
0
3
گرفتار عیش ونوش بودن با پولهای باد آورده نفت مملکت واز مصالح ملت وکشور غافل شدن.یعنی همه را فدای عیش خود کردن.همین بحرین که اینروزها برای ما دم درآورده از بی لیاقتی پهلوی است که از ایران جداشد.
علیرضا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:55 - 1392/04/07
0
3
آفرین .دمتون گرم روشنگری یعنی همین.در ضمن دوستانی که انقدر ناراحتن از این افشای کثافت کاری ها میتونن یه خورده از کتاب ثریا اون یکی زن از نامعلوم زن های شاه رو بخونن تا بفهمن در این دربار پاک چه میگذشته واین عزیزان دارن سنگ کیو به سینه میزنن.
مهدی
|
UNITED KINGDOM
|
14:55 - 1392/08/06
0
2
صد در صد درست بود
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:30 - 1392/09/12
0
3
اين مطالب درخاطرات ارتشبد فردوس،فريده ديبا،علم،ابتهاج و...آمده چطورممكن دروغ باشه
zahra
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:57 - 1392/11/14
2
1
ادم باید خیلی بی سواد و احمق و کم اطلاع باشه که بگه اینا دروغ اونایی که دارین سنگ این احمقارو به سینه میرنین برین دو تا کتاب راجع به پهلو ی ها بخونین و ببینین چه فدر کثیف بودن.چیزی ازتون کم نمی یاد به خدا.
نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر: