كدخبر: ۶۹۰۱
تاريخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۸
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
حکایت افغانی هایی که شهروند ایرانی میشوند
ازدواج کن همینجا بمان ، مهمان نه شهروند شو!

آنها كابل را با تهران مي‌شناسند، ‌لباس بلند و شلوار گشاد محلي را در آورده‌اند و اينجا در تهران تي‌شرت مارك‌دار و شلوار جين مي‌پوشند. آدامس مي‌جوند و گاهي كه پول توي جيبشان باشد خرج‌هاي آن چناني مي‌كنند!

رويت را كه بر مي‌گرداني، كم نيستند دختران جوان افغان كه شال‌ها، روسري‌ها و مانتوهاي رنگارنگ مد روز تهراني‌ها را بر سر و تن دارند و ديگر چادرهاي بور چيني را از سر برداشته‌اند و فقط زن‌هاي قديمي‌تر افغان در مناطق محروم‌تر اين سر و وضع را دارند. اينها دختران نسل جديد افغان‌هاي تهراني هستند كه چشم‌هاي بادامي و تنگشان را آرايش مي‌كنند و خيابان‌هاي شمالي تهران را خوب مي‌شناسند!

اينها هم نسل سومي هستند، مثل ما تهراني‌ها كه نسل سومي داريم،‌اما با تفاوت اينكه نسل سوم آنها در بهترين شرايط تاريخي آب و اجداديشان به سر مي‌برند، دوراني كه پدرانشان در خواب هم نديده‌اند!
هرچند تهراني‌ها هنوز وقتي واژه «افغاني» را مي‌شنوند ياد چيزهاي خوبي نمي‌افتند و هنوز اين واژه براي افغان‌ها نوعي تحقير شمرده مي‌شود، هرچند كه هنوز افغان‌هاي ـ البته مجازـ همچون ساير مهاجران و پناهندگان دركشورهاي دنيا موقعيت اجتماعي و شهروندي ندارند، اما به نظر مي‌رسد همين شرايط ترديد و گريز و بي‌تفاوتي دولت ايران نسبت به اخراج آنها برايشان شرايط مطلوبي را فراهم كرده باشد.
 
در عين حال نبايد ساير امكاناتي كه برايشان فراهم شده را در نظر نگرفت، چه اينكه همين شرايط مهمان نوازي ايرانيان بيش از حد متصور و لازم بوده و تاكنون هم صدمات جبران ناپذير اجتماعي، اقتصادي و حتي امنيتي را براي ايراني‌ها و دولت فراهم كرده است.

افغاني‌هايي كه هر روز بيش از دو دلار خرج يارانه‌هايشان براي زندگي در شهر مي‌شود؛ ديگر به هيچ قيمتي حاضر به رفتن به شهر و ديار خود نيستند. چرا كه اينجا هم كار دارند،‌هم زن، هم درس دارند و هم تفريح و امنيت و آسايش و ... يعني به اصطلاحي هم دين دارند، هم دنيا!

بيست سال پيش وقتي يك افغان را توي خيابان‌هاي تهران مي‌ديديم در موقعيت‌هايي نظير حفر كانال‌هاي آب و فاضلاب، چاه‌ها، زمين‌هاي كشاورزي، كارگر شهرداري و ... بود اما حالا افغان‌ها همه جا هستند، در هر كار ردپايي دارند، پير و جوانشان را مي‌توانيد در همه جا پيدا كنيد.

اگر حوزوي باشيد و اگر دانشگاهي، اگر تجارت كنيد و خريد و فروش، اگر در كار فرهنگ باشيد و آموزش و يا اگر در كارهاي خلاف و قاچاق و ... باشيد حتما يك افغان هم آنجاست و آنقدر در برخي از شغل‌ها و صنوف جاي خود را محكم كرده‌اند كه در جريان برنامه دولت ايران براي اخراج آنها، اين كارفرمايان ايراني و برخي از مسؤولان صنوف بودند كه مخالفت‌هاي جدي را مطرح كرده و جلوي اخراج را مي‌گرفتند.

از سوي ديگر نمي‌توان اين نكته را از نظر دور داشت كه متاسفانه جمعيت مهاجران مجاز و غيرمجاز افغان‌ها در زمان ارتكاب جرم چندان مشخص نيست و در نگاه مشاهده كننده بيروني بين اين افراد تفكيكي وجود ندارد و عموما ارتكاب جرم افغان‌هايي كه چند ماه بيشتر درايران نيستند ، شرايط زندگي وامنيت كار افغان‌هاي مجاز را هم بر هم مي‌زند.

نسل اول - جنگ زده‌هايي كه مهماني را شروع كردند

بخشي‌ از آنها همان پيرمردهاي افغان هستند كه در روزهاي پس از پيروزي احمد شاه مسعود ـ فرمانده قهرمان جهاد و پايداري ـ به كشورشان برگشتند تا در همان خاك هم به خاك سپرده شوند.

اما پيرمردهاي افغاني كه در تهران مانده‌اند در هر سن و سالي كه هستند با شرط سلامت بايد در كنار ساير اعضاي خانواده كار كنند، در ايران كه باشند براي آنكه زندگي روي غلتكش بچرخد بايد كار كنند، اين قانون اين شهر است و افغان‌هايي هم در اين سه دهه حضور در اين پايتخت عريض و طويل اين موضوع را خوب فهميده‌اند.

اين نسل اما و اگر و حقي هم به گردن نسل‌هاي بعدي دارد، نقشي كه بسيار مهم است و باعث ثبات تقريبا نسبي افغان‌ها در تهران و البته ايران شده است.

بدون شك اگر سه دهه پيش، نه ! اما تا همين ده- پانزده سال قبل افغان‌ها دست از اصرارشان براي ماندن در ايران برمي داشتند و ايران مثل قديم‌تر‌ها برايشان فقط همسايه مي‌ماند، در اين صورت نسل‌هاي بعدي كه ديگر چهره‌هايشان هم به افغان‌ها نمي‌رود، در خاك آبا‌و‌اجداديشان بزرگ مي‌شدند و به راستي اگر در همان زمان حضور نيروهاي ائتلاف شمال(نيروهاي همراه احمد شاه مسعود) همه افغان‌هايي كه به ايران و ساير نقاط دنيا مهاجرت كرده بودند برمي‌گشتند آيا اين كشور باز هم به كام نيروهاي طالبان شيرين مي‌شد !؟

به هر روي داستان افغان‌هاي كارپيشه و قانع در ايران با همين نسل اول افغان‌هاي مهاجر شروع شد و تا امروز ابعاد و شكل‌هاي جديد، منحصر به فرد و تا حدودي خطرناك به خود گرفته است و حالا اين نسل يا ديگر زنده نيستند، يا از كار افتاده شده‌اند و جايشان را به نسلي داده‌اند كه سه دهه پيش در كنار پدر و مادرشان نمي‌دانستند كشورشان را به كدام مقصد ترك مي‌كنند و آيا باز هم بر‌مي‌گردند.

نسل دوم - بنيانگذاران كار زياد با مزد كم ! ازدواج ايراني و مقاومت براي نرفتن

وقتي مردان افغان دست زن و بچه‌هاي خود را گرفتند و راهي ايران كه نزديك‌ترين، بازترين و راحت‌ترين مرز را داشت شدند، فرزندانشان هيچ وقت به اين سرزمين جديد، دور شدن از وطن يا حتي وضعيت زندگيشان فكر هم نمي كردند، در آن روزهايي كه كودكان افغان گرسنه بودند، حتما فكركردن به اسباب‌بازي و يا حتي خود بازي برايشان بي معنا بود و گرسنگي نمي گذاشت كه به جايي كه مي‌روي فكر كني ! نسل دوم ، همين كارگران امروز و چند سال پيش ما در ايران هستند، پدران همين كودكاني كه ديگر كشورشان ايران شده و زبانشان هم برگشته !

مردان افغاني كه بدون خانواده و براي كار به ايران مي آمدند، به دليل حفظ ارتباط با خانواده و كشورشان احتمال و انگيزه بيشتري براي بازگشت داشتند اما بخش قابل توجهي از افغان‌هاي مجاز و غير مجازي كه با خانواده آمدند ديگر حتي با اجبار هم از ايران بيرون نرفتند و امروز حدود دو دهه است كه ايراني! تهراني، شيرازي، مشهدي و ... هستند!

نسل دوم افغان‌هاي تهراني اما نسبت به نسل قبلي فرصت بيشتري آموزش، بهداشت، كار و در نهايت زندگي داشتند و توانستند با گرفتن دختران فقير از خانواده‌هاي محروم ايراني خود را به ايراني‌ها آنچنان وصل كنند كه تا چند نسل ديگر هم جدايي امكان‌پذير نباشد.

اين نسل همان گروهي‌ بودند كه طي حداقل يك دهه گذشته در مقابل انواع برنامه‌هاي دولت ايران براي بازگشت مهاجران مقابله كردند!

شايد بتوان گفت كه اين نسل از افغان‌ها بيشترين آسيب را ديده‌اند، چرا كه دوران كودكي و نوجواني‌ آنها با سال‌هاي سخت پس از جنگ در ايران همراه بود، دوراني كه كار و زندگي بسيار سخت بود و هنوز مردم و بسياري از مسئولان ايران حضور تعداد قابل توجهي از افغان‌ها را در پايتخت برنمي‌تافتند و هنوز اجاره دادن خانه، ازدواج با دختران ايراني، كار كردن در محيط كاري و ... تابويي خطرناك بود كه مردم از آن اجتناب مي‌كردند!

البته ناگفته نيست كه در همين سالها همين نسل از افغان‌ها به دليل خاصيت كلي دوري از وطن و نداشتن نگراني از بابت بي‌آبرويي، فقر و نداشتن كار، دستمزد‌هاي كم در مقابل كار زياد كه كارفرمايان ايراني را بد عادت كرد و همچنين برخي اخبار درمورد تخلفات و بعضا جنايات افغان‌ها به مردم ايران باعث شد اين نسل در اذهان ايراني‌ها نسلي خطرناك و غير قابل ترحم تا امروز بماند.

در عين حال پدران كودكان افغان امروز تهران ما، در دهه هفتاد و اواخر دهه شصت فرصت‌هايي را هم براي درس خواندن پيدا كردند، به طوري كه در سه دهه گذشته بيش از 602 هزار نفر از بزرگسالان افغان‌ در دوره‌هاي سوادآموزي شركت كرده و با سواد شده‌اند.

همچنين مدير كل اتباع و مهاجرين خارجي وزارت كشور چند ماه پيش با تاكيد بر اينكه آمار دقيقي از مجموع فارغ‌التحصيلان افغان در مراكز آموزش عالي وجود ندارد گفت: حدود 12 هزار نفر در سي سال گذشته در رشته‌هاي مختلف آموزش عالي در نقاط مختلف كشور فارغ‌التحصيل شده‌اند.

نسل سوم - افغاني‌هاي تهراني ، كودكاني كه كابل را با تهران مي‌شناسند!

آنها كمتر به فكر رفتن و بيشتر آماده ماندن در تهران به هر طريق ممكن هستند.

دختر بچه‌ها و پسر بچه‌ها، به بلوغ رسيده‌ها و يا نوزاداني را مي‌گويم كه هنوز از آب و گل بيرون نيامده‌ بايد با زبان فارسي و با گويش ايراني حرف بزنند، مدرسه ايراني بروند و آداب و رسوم ايراني را ياد بگيرند، با دوستان ايراني درس بخوانند و بازي كنند، كنكور بدهند و بعدتر‌ها به راه برخي از همكيشانشان، شايد زن ايراني هم بگيرند!

اينها براي آنهايي است كه مجاز هستند و كارت اقامت دارند، اما كودكان نسلي كه افغان غيرمجازند، كجاي تهران ما هستند!؟

نبايد خيلي دور رفت و فكر‌هاي زيادي داشت!

آنها هم در كنار ما و هم جلوي ديد مسؤولان دولتي و نيروي انتظامي هستند! در معرض ديد آنها بزرگ مي‌شوند، گاهي درس هم مي‌خوانند اما تقريبا هميشه كار مي‌كنند و انگار ديده نمي‌شوند!

تهران ما در شرايط فعلي با دو جور نسل سومي افغان مواجه است، كودكان افغان مجازي كه سر و لباس و زندگي مناسبي دارند و در شرايط نسبتا مناسب و ثابتي درس مي‌خوانند و بزرگ مي‌شوند و كسي به بزرگ شدن آنها در تهران ما توجهي ندارد و در سوي ديگر كودكان افغان غيرمجازي كه رنگ حمام و تميزي را كمتر به خود مي‌بينند، پدر و مادر مشخص و درست و حسابي ندارند و از كل 24 ساعت شبانه‌روز 18-19 ساعت آن را در خيابان‌ها براي كار، آشغال جمع كردن و دوره‌گردي به سر مي‌برند.

اگرچه دولت ايران مدارس اختصاصي را براي كودكان افغان نگذاشته اما كودكان افغان مجازي كه خانواده آنها توان مالي داشته باشند در همين مدارس ايراني هم درس خوانده و مي‌خوانند، چه اينكه طبق آمار آموزش و پرورش در سال تحصيلي 86-85، 119هزار و 346 كودك افغان در حال تحصيل بوده‌اند كه اين آمار نسبت به سال تحصيلي 70-71، 75 درصد رشد را نشان مي‌دهد.

با اين وجود ميل به درس خواندن در بين كودكان افغان مجاز و غيرمجاز بسيار بالاست و به خصوص دختران افغان علاقه زيادي به ادامه تحصيل دارند و براي رسيدن به اين هدف خود توانسته‌اند در مدارسي تحت عنوان مدارس كودكان كار و خيابان كه زيرمجموعه انجمن حمايت از كودكان كاروخيابان است درس بخوانند در حالي كه شناسنامه ندارند.

از سوي ديگر دختران و پسران 6-7 ساله يا 15-16 ساله افغان مجاز يا غيرمجاز، ما بخواهيم يا نه، ديگر تهراني شده‌اند! تهران به عنوان شهري كه شهرستاني‌هاي خودمان به دنبال پولدار شدن در آن مي‌گردند، افغان‌ها را هم در خود نگه مي‌دارد و در فاصله كوتاهي راه درست يا غلط پولدار شدن را به آنها مي‌آموزد و در اين ميان يا به جايي مي‌رسند و يا مجرم و بزه‌كاري حرفه‌اي مي‌شوند! يكي گوني به دست مي‌گيرد و از ميان آشغال‌هاي پشت در خانه‌هاي ما سرمايه جمع مي‌كند ! يكي كارگر كارگاه پوست و قارچ و مرغداري و آجرپزي و ... است، يكي سر چهار‌راه‌ها دركنار اسفند مواد مخدر مي‌فروشد و يكي ديگر سال‌هاست كه در يكي از گران‌قيمت‌ترين و مجلل ترين خانه‌هاي شمال تهران سرايدار فيكس است!

نسل سومي‌هاي افغان‌ها به خصوص بخشي كه با داشتن كارت اقامت پدر ‌و ‌مادرانشان آينده روشنتري را براي خود مي‌بيند، ديگر به دنبال اين شغل‌هاي نازل نيست. نسل سوم افغانها، مي خواهد در اين آشفته بازار كلانشهر ما سري بالاتر از سر‌هاي پدران خود داشته باشد، اين نسل علاوه بر دانشگاه و مدرسه و درمانگاه و امكاناتي كه تا به حال داشته به دنبال داشتن شغل‌هايي رسمي‌تر در دستگاه دولتي ايران، مدارج علمي بالاترو امنيت بيشتر براي زندگي و كار است و در حالي كه هنوز تهران ساكنان خود را تبديل به شهرونداني داراي حقوق مدني محقق شده نكرده است آنها به دنبال تبديل شدن به يك شهروند حداقل درجه دوم هستند!

كودكان افغان كه امروز در دامان و بغل‌هاي مادرانشان بزرگ مي‌شوند چند سال ديگر تهراني‌هايي هستند كه به جز امكانات زندگي، حقوق مدني خود را هم طلب مي‌كنند !


به هر روي نبايد اين حقيقت را از نظر دور داشت كه جمعيت بيش از يك ميليوني افغان‌ها غير مجاز در ايران و چندين صد‌ هزار نفري آنها در پايتخت روي نوع زندگي ، كيفيت ، آموزش و مهمتر از همه كار و معيشت افغان‌هاي مجاز اثر نامطلوب گذاشته است و حالا ديگر به چشم مردم تهران و ايران، افغان‌ها يك جور بيشتر نيستند و فرقي بين افغان مجاز كه كارت اقامت دارد، سه دوره در طرح آمايش دولت ايران شركت كرده، گاهي پولي به جاي ماليات مي‌دهد و ... با افغان‌هايي كه هنوز يك ماه نيست قاچاقي به ايران و تهران آمده‌اند، نمي گذارند.

شواهد و نتايج عملكرد مسؤولان دولت ايران در سال‌هاي گذشته براي انسداد مرزهاي شرقي، مقابله با ورود افغان‌هاي جديد و برنامه‌هاي منسجم براي بازگشت داوطلبانه افغان‌هاي مجاز و اخراج افغان‌هاي غيرمجاز گوياي اين امر است كه اهتمام جدي براي خروج افغان‌ها وجود ندارد و هنوز معلوم نيست كه ايران مي‌خواهد جمعيت قابل توجه و نگران‌كننده مهاجران خود را برگرداند يا نه !؟ وقتي هنوز انسداد مرزها شرقي با انجام نرسيده و قاچاق افغان‌ها با كمترين قيمت توسط برخي ايراني‌ها صورت مي‌گيرد و طرح‌هاي اخراج و بازگشت داوطلبانه به دلايلي چون سرماي هوا متوقف مي‌شوند، ديگر نمي‌توان گفت كه اين مهمانان رفتني هستند و اين مهمان‌نوازان قصد ديگري جز مهمان‌نوازي بيش از سه دهه دارند.

گويي مي‌خواهيم علاوه بر نسل‌هاي اول و دوم افغان‌هاي جنگ‌زده، نسل‌هاي سوم و چهارم تهراني و اصفهاني و مشهدي و شيرازي شده آنها را هم در دامان پرمهر خود بزرگ كنيم!

نظرات بینندگان:
سلام.نباید نگاه یکطرفه داشت
ممکن بود من و شما جای انها می بودیم حرف شما نشات گرفته از ذهنیت منفی است که نسبت به انها دارید.ایا تعداد مهاجران ایرانی در امریکا یا کشور های اروپایی کم است چرا بجای ملامت انها بطرز محترمانه ای با انها رفتار میشود
و انها را سرمایه های ایران می دانیم. به نظر شما نباید حق بدهیم که انها هم تصور این چنینی در مورد مهاجران خود داشته باشند.
به هرحال نبايد فراموش كنيم كه ما مسلمان هستيم و بايد از مسلمين حفاظت نمود
در جواب دوست عزیز/ ایرانی های ما با سواد بالا و کیفیت بالای زندگیشان که از جامعه و فرهنگ ایرانی نشات می گیره باعث عمران و پیشرفت قابل توجه امریکا و اروپا می شوند .چنان که انها را امروزه در بالاترین و حساسترین مشاغل در این کشورها می بینیم.نه سر چهارراهاو.....
با تشکر از مطالب و سایت جذاب شما خدا قوت...
سطح نگرش شما بسیار پا یین و غیر انسانی است .
من افغانستانی ام. لطفا نویسنده به دایره لغات خود را افزایش دهد. افغانی منصوب به یک قومیت از کشور افغانستان است در حالی که عکس ها همه مطعلق به یک قومیت دیگر به نام هزاره است. پس لفظ افغانستانی درست است.
و دیگر این که: حق داریمو چرا؟ چون در این رکود اقتصادی ویرانگر تنها نیروی کار ارزان ایران مهاجرین هستند که به ناچار در ایران مشغولند.
این بماند مه بزرگترین بازار صادراتی مواد غذایی و... ایران افغانستان است. و سالیانه ملیون ها تومان در آمد دارد.
یا حق
نویسنده یکطرفه وبسیارنامهربان نسبت به همسایه هایمان مطلب را نوشته است.من در آلمان زندگی میکنم و تصور مردم اینجانسبت به مهاجران چنین نیست. فراموش نکنیم تلاش مردمی جنگزده برای رسیدن به زندگی بهتر امری است طبیعی. به جا بود در مقاله به دید تحقیر از آنها یاد نمیشد. عملکرد دولت ایران هم توجیهی برای لحن منفی مقاله نسبت به این ماجران نیست.
آقاي محترم،بانظر شما كاملاًموافقم.چرا همه ما عادت داريم اين مسائل را به مسلماني ودين ومذهب ربط دهيم.فرهنگ هريك ازما زيرسوال است .چرا آن كساني كه بايد براي دفاع ازخاك خودجلوي دشمنان خودبياستند فرار ميكنند وبه كشورهاي ديگر ميروند وهمكيشان خود راتنها ميگذارند،ديگر چه انتظاري ازاينها ميرود.مگر ما جنگ نداشتيم ،مگر كودكان ما*پيرمردان ما*جوانان ما درمقابل رژيم بعث هريك چون كوه دماوند ايستادگي نكردند.پس درحق چنين كساني ديگر دفاعيه نميشود صادركرد.شما ديديد وشنيديد كه برخي ازآنها چه جنايت هايي رادركشورمرتكب شده اند،تكرارميكنمكه نه همه آنها، ولي نبايد اينها رادست كم گرفت وبا آنها مچ شد.به خدا كه خطرناكه وماهريك ايراني بايد به آينده اش فكركنيم، به50سال بعد كه ميبينيم چه بلايي سر فرهنگ وملت ما ميآيد.كوتاه بين وزودانديش نباشيم وايراني وايراني راحفظ كنيم.
عراقی ها که هشت سال با ایران جنگیدند و هزاران ایرانی را کشتند حالا شدند برادر با ایرانیها و از بیمارستان و خدمات و احترام در ایران برخوردارند، اما "افغانیهای چشم بادامی" که به پیروی از دستور امام خمینی دوش به دوش برادران شیعه خود(ایرانیها) با صدام جنگیدند و شهید و جانباز دادند حالا شدند "مزاحم" و هر ایرانی برای خروج انها لحظه شماری میکند. افرین اینه رسمش؟!
خواستم در جواب برادری که فرموده بودند: "چرا آن كساني كه بايد براي دفاع ازخاك خودجلوي دشمنان خودبياستند فرار ميكنند وبه كشورهاي ديگر ميروند وهمكيشان خود راتنها ميگذارند،ديگر چه انتظاري ازاينها ميرود.مگر ما جنگ نداشتيم ،مگر كودكان ما*پيرمردان ما*جوانان ما درمقابل رژيم بعث هريك چون كوه دماوند ايستادگي نكردند" عرض کنم که : بله
تاریخ رشادتهای شما را هیچ وقت فراموش نخواهد کرد ولی اگر کلی بنگریم ؛ در زمان جنگ ایران و عراق که دو کشور مسلمان بودند سیل مهاجرت ایرانیان به اروپا و امریکا غیر قابل کنترل بود. هر کشوری هم می تواند مهاجر داشته باشد و هم می تواند مجاهد داشته باشد. ولی من به عنوان یک افغانی که در ایران هم نیستم می خواستم بگویم که تعهد قلم ندارین برادر . یک نویسنده باید بیطرفانه و متعهد باشد و بنویسد. در کل چیزی کمتر از توهین و دشنام نیست. و تفکر شما هم شبیه صهیونیزم و فریماسیونیزم هست. اشتباهی که این مردم کردند با توقعات اشتراک فرهنگی و مذهبی آمده اند و حالا با چوب سیاست تفکیک شده و مجازات می شوند. در دوران جهاد شما؛ آیت الله خمینی جامعه ی ما را امت اسلامی می خواند .
شما برادر حق دارید. و شما نویسنده ء عزیز هم حق دارید. من هم فکر میکنم این هموطنان من یک مشت بازی خورده ی بازیهای سیاسی هستند و بس. و در ضمن در تایید نظر برادر دیگه که گفتند که افغان به یک ملت اتلاق می شود ولی شما عکسهای که درج کردید و " جشم بادامیها" منسوب به یک قشر خاصی از افغانها هستند که کاش برای شما علامت سوالی ایجاد می شد که چرا دیگر اقوام کمتر به ایران مهاجرت کرده اند؟
در پایان می خواهم بگویم که هموطنان من نباید توقع داشته باشند که به اندازه مهاجرین محترم عراقی ارج داده شوند. چون آنها چشم بادامی نیستند و بگذریم که هر کاری که کرده اند ؛ کرده اند. خرمشهر. اهواز. شحله یا شلمچه و ...
بهروز باشید
من یک افغانستانی هستم و به افغانی بودن خود وافغانستان افتخار میکنم این مطالبی که در این صفحه ذکر شده است بسیار با نگرش پایین و سطح فکر پایین یک انسان عقده ا ی نوشته شده است .
این نوشته خارج از این که آمار درستی میدهد یا ولی متاسفانه بوی نژاد پرستی هم میدهد. واقعا همزبانان و هم فرهنگان ما اینقدر وصله ناجور هستند که از سر تا پای این مقاله به عنوان غریبه و خارجی ازشون یاد میشه؟ کودکان افغانی که پدر و مادرشان به ایران آمده اند و حالا زن یا مرد بزرگی شده هاند آیا حقی برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه با تمام کیفیتهای زندگی رو ندارن؟ آیا حق ندارن مثل یک ایرانی لبلس بپوشن یا کار کنن و درس بخونن؟
این چه تنگ نظری هست که ما داریم؟ آیا اگر شما جای اونها بودید خوشتون میآمد در مردتون اینطور حرف بزنن؟ دختر یا پسری که در ایران بزرگ شده و مثل ما حرف میزنه و راه میره و میپوشه آیا نباید مثل ما حق زندگی داشته باشه؟
کمی انصاف هم خوب چیزیه خداییش. اگر دختری در اینترنت حرفی زده آیا باید به همه همزبانان افغان اینطوری تاخت؟
واقعا نمیدونم چی بگم ولی دمتون گرم. فقط همین
سلام به دوستان
من با افغانی و بودنشان مشکلی ندارم
ولی سعی کنن مثل ما باشن و غیر قانونی اینجا حضور پیدا نکنن
درضمن اگر جنگی پیش بیاد ایران سربلنده ولی کشوری مثل افغانستان زیر پا له میشه و مرم بی گناهش میمیرن پس خواهشا از این آرزوها نکنید
هر انساني آزاد به دنيا مي ياد و حق زندگي در هركجاي اين كره خاكي رو داره
اگر اين بلاها به جاي اينكه سر اين افغان ها بياد سر ما مي اومد چيه
اگر به جاي اينكه تو ايران متولد بشي كمي اونور تر تو افغانستان به دنيا مي اومدي چي؟
جوهر انسان كاره، كار مثبتي كه منجر به تعالي فرد،جامعه بشه
چه فرقي مي كنه كجا باشه
انسان بايد انسان باشه هرجا كه باشه
من با این مزخرفاتی که شما نوشتین اصلان موافق نیستم شما یک آدم نشنالیزم هستین که فقط به خود فکر می کونید افغانی ها مردمی هستند که نمی توان آنهارا با دیگر مردم مقایسه کرد انها بسیار مردمی شریف هستند
اصلا کی میگه که افغانی ها تو ایران آسایش دارن این یک توهمی هست که شما دارین بد بختی هایی که مردم افغانستان تو ایران دارند بیشتر از بدبختی هایی که تو کشور خودشون دارن اگه افغانستان آسایش و رفاه نبود چیزی حدود 1000 ها ایرانی فعلا تو کابل پایتخت افغانستان مشغول کار نبودن شاید این بهتر باشه که تا یک ایرانی رو دیدیم ما هم به اونا بی احترامی کنیم امروز کسایی هستن که محتاج افغانستان هستن بلخصوص ایران اگه افغانستان با آمریکا یک دست بشه ببین به سر شما ایران تون چی میاد هیچ وقت یک طرفه فکر نکن مثلا دو خونه همسایه رو فکر کنید اگه همسایش با دزد همدست باشه خونه تون به سرقت نمی ره خوب اینم هیمنه ولی شما ایرانی ها یک مردم خیلی خود خواه و نشنالیزم هستین یادتون باشه که افغانها همون مردمی هستن که لشکر عظیم امپراتوری سکندر مقدونی و انگلیس و همسال اینها نتونست از پا در شون بیاره و اینکه احترام متقابله احترامتون نو نگه دارین تا به شما احترام داشته باشیم شیر فهم شد .
من به دولت کاری ندارم ولی بهتون اخطار میدم که احترام نگه دارین تا احترام نگه داریم
راستی من از مردم زاهدان هستم هفت جدم قاچاق چی آدم ربا و آدم کش بودن
من ایرانی هستم
خداییش بعضی از ما خیلی بد با برادر های افغان خودمون برخورد میکنیم
میگن هر چیزی که برای خودت نمیپسندی برای دیگران هم نپسند
من فکر میکنم افغانی ها یا به قول دوست خوبمون افغانستانی ها هم حق دارن زندگی کنن . و هر جور دوست دارن در آمد خوئشونو خرج کنن . هر جور دوست دارن لباس یپوشن و زندگس کنن . همه زمین مال خداست و همه ما بنده های خدا . چه فرقی داره کی کجا باشه . چیزی که مهمه ذات و نیت ما آدماست و دیگه هیچ چیز دیگه نمیتووه معیار باشه .
خیلی متعصبانه نوشتید . متاسفم براتون
دخترک

توروخدا به ایران در پیت نیایید و پولاتون رو تو ایران خرج نکنید

همین ارزوها رو دارید که وضعتون اینه

برید قفقاز برید ترکمنستان برید چین
برید پاکستان که همه نزدیگ به خودتون هستند

چه از دید گاه فرهنگی و چه ......
در ضمن برو کلاس دیکته آخه شهورند با شهروند فرق می کنه!!!!!!!!!!!!
اره معلومه ایرانی بوده هرکی این نظرو نوشته پیروسه!!!
واقعن خجالت داره.من ایرانی هستم اما از خوندن-ا گزارش شما شرمنده شدم.چرا این قدر از مهاجران افغانستان بدتون میاد؟هزار و یک تحقیر در حقشون انجام میدین باز هم منات میزارین؟حد میزنم که نویسندیه این به استله گزارش پاشو تا شاه عبدو العزیز هم نزاشته و گرنه اگر یک تک پا اومده بود اروپا میدید که رفتار با مهاجرین تو مثلن سوئد چقدر محترمانه تر از ایرانه. بچه های مهاجران حتا مهاجران غیر قانونی حقه تحصیل دارند اون هم رایگان.تازه بعد از ی پپروسیی وقتی که اقامت میگیرند همون حق و حقوقی را دارند که یک سوئدی یداره. اونها میتونند هر شغلی را در خواست کنند و را رشته که دوست دارند را بخونند. بعد از یک مدتی هم میتونند در خواست گذرنامه سوئدی کنند و باشند سوئدی. اگر امساله شماها اینجا تو سوئد بودن دیگه هیچ مهاجری این جا نمیموند. شما و همکاراتون ادبیاته بسیار تحقیر آمیزی دارین.این جود ادبیات را حتا حزبه نژادپرست و خارجی ستیزه سوئد یعنی "دموکراتهای سوئد "هم استفاده نمیکنه. اگر این جا بودید و اینجا این مقاله را نوشته بودید مطمئن باشد کارتون به دادگاه و زندان میکشید.یک خورده احترام به دیگران را یاد بگیرید!!!
واقعا که منو عصبانی کردی با این مطالب توهین امیز نمیدونم چی بگم خدا شفات بده
سلام
بدون مقدمه عرض می کنم نباید کاری کرد که ادعای اسلامی بودن مان زیر سوال برود!
مگر افتخار ما این نیست که به شرف دینی و
ملی مان که نهایت ادب و کمال است، متکی هستم. پس چرا هر مزخرفاتی را که ارزش خواندن ندارد و در سایتی قرار دهیم که مخاطب آن از هر بیشتر از خارج از کشور اند و باعث شرمندگی مان در بین افغانستانی ها شود؟
تو رو خدا کاری نکنید که روی دیدنت هیچ ملتی را نداشته باشیم. با این نوشته که حتی ادب ایرانی مان رعایت نکرده چطور از دیگران توقع دوستی داشته باشیم؟

یه جوری درباره‌ی امکانات ایران حرف زدی که انگار بهشت برینه! کجا افغانستانی‌های ایران این قدر مرفه اند؟ در ضمن نباید هیچ کسی رو به خاطر ملیت یا قومیتش تحقیر کرد. این باعث شرمندگی من به عنوان یه ایرانیه.
مگر نام افغانستان چند سال است که کاربرد سیاسی دارد ؟
کسی میداند؟...مگر پرشیا که میگویند فقط همین ایران امروز است ؟
چرا از افغانها که از لحاظ دینی ، فرهنگی ، تاریخی ،نژادی ، زبان ... با هم مشترک هستیم بیگانه و کاملا متفاوت یاد میکنیم و رفتارهای تحقیر آمیز داریم ، اما اگر یک اروپایی به ایران بیاید مثل غلامی که به اربابش احترام میگذارد ، دولا و راست میشویم ؟.
آیا همه اینها بدلیل فقر افغانها نیست ؟
متشکرم .
من به شخصه وجود افغانها برایم خیلی مشکله اخه شماها که همتون از بودن افغانها حمایت می کنید و میگید که چرا اروپاییان با مهاجران ایرانی اینطور رفتار نمکنند میدونید لااقل چه گروههای از ایران مهاجرت میکنند ومهاجران ایرانی ار هم سطح ادمای افغان میدانید درضمن این افغانها که ظاهرشان ادم خوب و ساده ای هستند در طی این سالها چه جنایاتی علیه ناموسای ایرانی انجام داده اند و چه فسادهای کردند جدا از مسایل و مشکلاتی که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی بر ماها تحمیل نموده اند علی ایها الحال من با وجود تک تک افاغنه بی شعور مشکل داردم و مرگ بر انها می فرستم و امید دارم که یه روزی حکمرانی بیاید که یه کوره ادم سوزی درست کنه و همه افغانها پشتو زبانو بسوزاند به خدا ان موقع من راحت خواهم شد
جهان هر کسی به اندازه وسعت فکر اوست. از همه نظرها معلوم می شه که چی چقدر ظرفیت و آگاهی داره. نفرین بر سالهای قشنگی از زندگیم که در ایران گذشت. کاش همان مدت رو هم در افغانستان عزیز خودمون می بودیم و زیر منت شما ها نمی بودیم. الان هم دیر نیست. کاش همه سر عقل بیان و این کشور کثیف رو که از سر تا پاش تعصب و بی حرمتی و کثافت و بی حیایی می باره، ول کنند و بیان توی همین کشور ویران ولی دوست داشتنی خودشون زحمت بکشند و کار کنند و زجر بکشند.
حیف نام اسلامی که از ایران گرفتیم و بهش افتخار کردیم و فکر می کردیم تا به حال که دوستان خوب ما هستند.
نویسنده بی جنبه بی ظرفیت...
این یارو نویسنده چقدر عقده ای و حسود هست. بدبخت برو خودت کار کن و انقد از این افغانی ها گله نکن .
من خودم تو کابلم. بهترین زندگی رو دارم .تو ایران نه خونه داشتم نه ماشین اما الان همه چی دارم خونه, ماشین, زمین رفیق, ازادی, همه چی
بدبخت تنگ نظر گمشو به جای این شعر نوشتن ها یه کم به فکر خودت باش
بذار اون افغانی ها هم حال کنن مگه جای تو رو گرفتند.
مرتضی محمدی
یک: شما مطلب رو خیلی توهین آمیز شروع کردید. انگار دارید در موردِ یک موجود غیر انسانی مطلب می نویسید. تصورش سخت نیست که وقتی مطلب رو شروع کردید، چه ذهنیتی داشتید.
دو: شلوار گشاد، لباس بلند، چادر پرچین... توجه به تشابهات فرهنگی و پوششی که در اصل بین ایران و افغانستان هست، داشته باشید. درسته این پوشش قدیمی هست اما شما به نوعی به پوشش سنتی کشوری اهانت می کنید که خودتون هم زمانی مثل اونا لباس می پوشیدید. توجه داشته باشید که با همین لحن می شه در مورد ایرانی ها و تهرانی هم نوشت که از غرب کپی برداری می کنند.
سه: دولت ایران به خاطر اقامت این مهاجران و پناهندگان سالانه مبلغ کلانی از سازمان ملل دریافت می کنه+ مبلغ کلانی از خودِ این مهاجران و پناهجویان. من مبلغ رو دقیق نمی دونم چقدر هست و بنابراین ذکر نمی کنم. شما اما کاش می گفتید این مبلغ دو دلار در روز رو از کجا در آوردید.
چهار: تحصیل؟ کار؟ تو رو به خدا از این دو تا نگید که مشخص می شه کاملن بی تحقیق نوشتید. از یه طرف می گید اینا بیکارن و خلاف می کنند. از طرف دیگه می گید اینا کار مناسب دارند تو ایران. خدا رو شکر من مدتها پیش از اون خراب شده در اومدم و راحت شدم. همیشه هم والدینم رو سرزنش می کردم که تحت تاثیرِ تبلیغاتِ حکومت خمینی قرار گرفته بودند وقتی کمونیست ها به افغانستان حمله کردند. اون موقع خمینی تبلیغات می کرد که افغان ها برادران مسلمان ما هستند و اسلام مرز ندارد تا افغان ها و به خصوص هزاره های شیعه رو بکشونه تو ایران. هم نیروی دفاعی در برابر عراق لازم داشت و هم با این کار علیه روسیه ی کمونیستی اقدام کرده بود. والدین ساده دل من ویزای آمریکا رو رد کرده بودند و به ایران رفته بودند به خاطر اشتراکات مذهبی وزبانی و روی خوشی که دولت وقت ایران نشان می داد.
بعد ما با چه مشقتی درس می خوندیم. چقدر آموزش و پرورش هر سال ما رو تهدید به اخراج از مدرسه می کرد و والدینمون مجبور می شدن مبلغ زیادی پول به حساب دولت واریز کنن تا ازمون امتحان پایان سال گرفته بشه و زحمتمون در طول سال هدر نرفته باشه. چقدر حرص خوردم وقتی مدیر مدرسه گفت 25 هزار تومن واریز کن به حساب مدرسه تا بتونی بیایی سر کلاس بشینی. بعدش درست موقع امتحان پایان ترم گفت اگه می خوای امتحان بگیریم ازت، 50 هزار دیگه واریز کن اما قول نمی دیم که آموزش و پرورش مدرک دیپلمت رو صادر کنه. چون تحصیل اتباع افغانی و عراقی امسال غیر مجازه.
شش: در کل مطلب خیلی تکراری بود و مشخص هست که چه تیپ آدمی این مطلب رو نوشته. کسی که احتمالن خاطره ی شخصیِ بدی از یک افغان داره. مشکلی نیست. هر کسی حق اعتراضر داره. این هم اولین باری نیست که یک خبررسانی ایرانی مطلب بی اساس و پرعقده ای مثل این رو برای قشر خاصی از جامعه ی ایران نشر می کنه. قشری که جمعیتشان کم نیست و مثل خود نویسنده ی مطالب، در محیط بسته زندگی می کنند و دیدشان فراتر از آنچه به خورد مغزشون داده می شه، نیست.
انسانم آرزوست.
دوست با انصاف چرابرای شش میلیون ایرانی که به اروپا و امریکامهاجرت کردند (چه قانونی وچه غیر قانونی)نسل شناسی نمیکنی؟ بهتره چندین مقاله باعنوان"حکایت ایرانی هایی که شهروند امریکاییی انگلیسی سوئیسی المانی نروژی و..... میشوند" بنویسی!!!
سلام با خواندن این مقاله نظرم درباره ایران و ایرانی کمی تغییر کرد اما باز هم تشکر می کنم
از ایرانهایی که دید وسیعی از مقاله داشتن چون بهترین دوستانم در امریکا و اروپا ایرانی ها هستند
تشکر از سجاد جان به خاطر ....
من به فرموده مقام معظم هبری که اصطلاح کشور خویشاوند رو درباره افغانستان به کار بردند و فرمودند که کشور همزبون ومسلمون هستیم بیایم و این حرف و حدیث ها رو کنار بذاریم و به کوری چشم دشمنهای مشترکمون(استعمارگرها) با هم متحد باشیم و اینقدر از هم بد وبیرا نگیم امیدوارم که موفق پیروز باشید،دوستان و برادران وخواهران افغان و هم ایرانی تو ماه رمضان برا هم دعا کنیم تا همه کشورهای اسلامی به سر وسامان برسند و کسی مجبور نباشه دستش رو سوی اجانب دراز کنه
دوست عزیز ایرانی شما اول کشور خودتو اباد کن بعد زحمت اباد کردن کشورهای دیگر رو به کولت بکش .به همون اندازه که شما در کشورهای اروپایی دکتر و مهندس دارید 10برابرشم گدا دارید. افغانستان به دلیل اینکه 30 سال درگیر جنگهای که با اشغالگران بود از روزگار عقب ماند ولی الان من به کشورم افتخار میکنم چونکه هرچی باشه نسبت به کشورهای همسایه اش به جواناش زور نمیگه حق ازادی به اونا داده. شاید از نظر بعضی دوستان فخر فروش ما افغانستان کشور عقب مانده ای باشه ولی من هیچ جوان افغانی را ندیدم که از کشورش سیلی خورده باشه .افغانستان بیش از چند برابر ایران منابع نفتی وصنعتی در حال حاضر دست نخورده دارد .که انشا الله اگر بهره برداری ازشون کردیم دوستان ایرانی را مشغول به کار میکنیم .
اگر مایلید مردم افغانستان را بشناسید به شبکه های ماهواره ای شان یک سری بزنید . این دوستمان معلوم نیست چه نسبتی با این حزاره ها دارد !اگر شما مردم شهر هرات و کابل را ببینید نظر هایتان را برای خودتان نگه می دارید!
شما ایرانیها چشم ندارید پیشرفت افقانیها و کلا مردمای کشور های دیگر را هم ندارید اینقدرحرفهای قلمبه سلمبو نزنید چرا که به زودی آمریکا به ایرانتان حمله وانشا الله مانتو کوتاها و شلوار جین پوشایتان به درک واسل خواد شدند اونوقت کارخانه های فعال تولید کننده فقط برای ماماناو باباهاشون بدوزن ویا بلکل منحدم خوات شد اونوقت دست ازپا درازتر اولین جایی که قدم نحث خودرا می مانید افقانستان خواهد بود اونوقت خوب مهمان نوازی میکنیم مثل خودتان ویا بهتر ازشما .........با احترام دختر خوشگل افقانی.
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر:
با فرض روزه خواری یک فوتبالیست کدام برخورد را شایسته می دانید؟
اخراج و افشای این کار در رسانه ها
تذکر و جریمه سنگین با رعایت حریم
وقتی اغلب روزه خواری می کنند برخورد بی فایده است