آنها كابل را با تهران ميشناسند، لباس بلند و شلوار گشاد محلي را در آوردهاند و اينجا در تهران تيشرت ماركدار و شلوار جين ميپوشند. آدامس ميجوند و گاهي كه پول توي جيبشان باشد خرجهاي آن چناني ميكنند!
رويت را كه بر ميگرداني، كم نيستند دختران جوان افغان كه شالها، روسريها و مانتوهاي رنگارنگ مد روز تهرانيها را بر سر و تن دارند و ديگر چادرهاي بور چيني را از سر برداشتهاند و فقط زنهاي قديميتر افغان در مناطق محرومتر اين سر و وضع را دارند. اينها دختران نسل جديد افغانهاي تهراني هستند كه چشمهاي بادامي و تنگشان را آرايش ميكنند و خيابانهاي شمالي تهران را خوب ميشناسند!
افغانيهايي كه هر روز بيش از دو دلار خرج يارانههايشان براي زندگي در شهر ميشود؛ ديگر به هيچ قيمتي حاضر به رفتن به شهر و ديار خود نيستند. چرا كه اينجا هم كار دارند،هم زن، هم درس دارند و هم تفريح و امنيت و آسايش و ... يعني به اصطلاحي هم دين دارند، هم دنيا!
بيست سال پيش وقتي يك افغان را توي خيابانهاي تهران ميديديم در موقعيتهايي نظير حفر كانالهاي آب و فاضلاب، چاهها، زمينهاي كشاورزي، كارگر شهرداري و ... بود اما حالا افغانها همه جا هستند، در هر كار ردپايي دارند، پير و جوانشان را ميتوانيد در همه جا پيدا كنيد.
اگر حوزوي باشيد و اگر دانشگاهي، اگر تجارت كنيد و خريد و فروش، اگر در كار فرهنگ باشيد و آموزش و يا اگر در كارهاي خلاف و قاچاق و ... باشيد حتما يك افغان هم آنجاست و آنقدر در برخي از شغلها و صنوف جاي خود را محكم كردهاند كه در جريان برنامه دولت ايران براي اخراج آنها، اين كارفرمايان ايراني و برخي از مسؤولان صنوف بودند كه مخالفتهاي جدي را مطرح كرده و جلوي اخراج را ميگرفتند.
از سوي ديگر نميتوان اين نكته را از نظر دور داشت كه متاسفانه جمعيت مهاجران مجاز و غيرمجاز افغانها در زمان ارتكاب جرم چندان مشخص نيست و در نگاه مشاهده كننده بيروني بين اين افراد تفكيكي وجود ندارد و عموما ارتكاب جرم افغانهايي كه چند ماه بيشتر درايران نيستند ، شرايط زندگي وامنيت كار افغانهاي مجاز را هم بر هم ميزند.
نسل اول - جنگ زدههايي كه مهماني را شروع كردند
بخشي از آنها همان پيرمردهاي افغان هستند كه در روزهاي پس از پيروزي احمد شاه مسعود ـ فرمانده قهرمان جهاد و پايداري ـ به كشورشان برگشتند تا در همان خاك هم به خاك سپرده شوند.
اما پيرمردهاي افغاني كه در تهران ماندهاند در هر سن و سالي كه هستند با شرط سلامت بايد در كنار ساير اعضاي خانواده كار كنند، در ايران كه باشند براي آنكه زندگي روي غلتكش بچرخد بايد كار كنند، اين قانون اين شهر است و افغانهايي هم در اين سه دهه حضور در اين پايتخت عريض و طويل اين موضوع را خوب فهميدهاند.
اين نسل اما و اگر و حقي هم به گردن نسلهاي بعدي دارد، نقشي كه بسيار مهم است و باعث ثبات تقريبا نسبي افغانها در تهران و البته ايران شده است.
بدون شك اگر سه دهه پيش، نه ! اما تا همين ده- پانزده سال قبل افغانها دست از اصرارشان براي ماندن در ايران برمي داشتند و ايران مثل قديمترها برايشان فقط همسايه ميماند، در اين صورت نسلهاي بعدي كه ديگر چهرههايشان هم به افغانها نميرود، در خاك آباواجداديشان بزرگ ميشدند و به راستي اگر در همان زمان حضور نيروهاي ائتلاف شمال(نيروهاي همراه احمد شاه مسعود) همه افغانهايي كه به ايران و ساير نقاط دنيا مهاجرت كرده بودند برميگشتند آيا اين كشور باز هم به كام نيروهاي طالبان شيرين ميشد !؟
به هر روي داستان افغانهاي كارپيشه و قانع در ايران با همين نسل اول افغانهاي مهاجر شروع شد و تا امروز ابعاد و شكلهاي جديد، منحصر به فرد و تا حدودي خطرناك به خود گرفته است و حالا اين نسل يا ديگر زنده نيستند، يا از كار افتاده شدهاند و جايشان را به نسلي دادهاند كه سه دهه پيش در كنار پدر و مادرشان نميدانستند كشورشان را به كدام مقصد ترك ميكنند و آيا باز هم برميگردند.
نسل دوم - بنيانگذاران كار زياد با مزد كم ! ازدواج ايراني و مقاومت براي نرفتن
وقتي مردان افغان دست زن و بچههاي خود را گرفتند و راهي ايران كه نزديكترين، بازترين و راحتترين مرز را داشت شدند، فرزندانشان هيچ وقت به اين سرزمين جديد، دور شدن از وطن يا حتي وضعيت زندگيشان فكر هم نمي كردند، در آن روزهايي كه كودكان افغان گرسنه بودند، حتما فكركردن به اسباببازي و يا حتي خود بازي برايشان بي معنا بود و گرسنگي نمي گذاشت كه به جايي كه ميروي فكر كني ! نسل دوم ، همين كارگران امروز و چند سال پيش ما در ايران هستند، پدران همين كودكاني كه ديگر كشورشان ايران شده و زبانشان هم برگشته !
مردان افغاني كه بدون خانواده و براي كار به ايران مي آمدند، به دليل حفظ ارتباط با خانواده و كشورشان احتمال و انگيزه بيشتري براي بازگشت داشتند اما بخش قابل توجهي از افغانهاي مجاز و غير مجازي كه با خانواده آمدند ديگر حتي با اجبار هم از ايران بيرون نرفتند و امروز حدود دو دهه است كه ايراني! تهراني، شيرازي، مشهدي و ... هستند!
نسل دوم افغانهاي تهراني اما نسبت به نسل قبلي فرصت بيشتري آموزش، بهداشت، كار و در نهايت زندگي داشتند و توانستند با گرفتن دختران فقير از خانوادههاي محروم ايراني خود را به ايرانيها آنچنان وصل كنند كه تا چند نسل ديگر هم جدايي امكانپذير نباشد.
اين نسل همان گروهي بودند كه طي حداقل يك دهه گذشته در مقابل انواع برنامههاي دولت ايران براي بازگشت مهاجران مقابله كردند!
در عين حال پدران كودكان افغان امروز تهران ما، در دهه هفتاد و اواخر دهه شصت فرصتهايي را هم براي درس خواندن پيدا كردند، به طوري كه در سه دهه گذشته بيش از 602 هزار نفر از بزرگسالان افغان در دورههاي سوادآموزي شركت كرده و با سواد شدهاند.
همچنين مدير كل اتباع و مهاجرين خارجي وزارت كشور چند ماه پيش با تاكيد بر اينكه آمار دقيقي از مجموع فارغالتحصيلان افغان در مراكز آموزش عالي وجود ندارد گفت: حدود 12 هزار نفر در سي سال گذشته در رشتههاي مختلف آموزش عالي در نقاط مختلف كشور فارغالتحصيل شدهاند.
نسل سوم - افغانيهاي تهراني ، كودكاني كه كابل را با تهران ميشناسند!
آنها كمتر به فكر رفتن و بيشتر آماده ماندن در تهران به هر طريق ممكن هستند.
دختر بچهها و پسر بچهها، به بلوغ رسيدهها و يا نوزاداني را ميگويم كه هنوز از آب و گل بيرون نيامده بايد با زبان فارسي و با گويش ايراني حرف بزنند، مدرسه ايراني بروند و آداب و رسوم ايراني را ياد بگيرند، با دوستان ايراني درس بخوانند و بازي كنند، كنكور بدهند و بعدترها به راه برخي از همكيشانشان، شايد زن ايراني هم بگيرند!
اينها براي آنهايي است كه مجاز هستند و كارت اقامت دارند، اما كودكان نسلي كه افغان غيرمجازند، كجاي تهران ما هستند!؟
نبايد خيلي دور رفت و فكرهاي زيادي داشت!
آنها هم در كنار ما و هم جلوي ديد مسؤولان دولتي و نيروي انتظامي هستند! در معرض ديد آنها بزرگ ميشوند، گاهي درس هم ميخوانند اما تقريبا هميشه كار ميكنند و انگار ديده نميشوند!
تهران ما در شرايط فعلي با دو جور نسل سومي افغان مواجه است، كودكان افغان مجازي كه سر و لباس و زندگي مناسبي دارند و در شرايط نسبتا مناسب و ثابتي درس ميخوانند و بزرگ ميشوند و كسي به بزرگ شدن آنها در تهران ما توجهي ندارد و در سوي ديگر كودكان افغان غيرمجازي كه رنگ حمام و تميزي را كمتر به خود ميبينند، پدر و مادر مشخص و درست و حسابي ندارند و از كل 24 ساعت شبانهروز 18-19 ساعت آن را در خيابانها براي كار، آشغال جمع كردن و دورهگردي به سر ميبرند.
اگرچه دولت ايران مدارس اختصاصي را براي كودكان افغان نگذاشته اما كودكان افغان مجازي كه خانواده آنها توان مالي داشته باشند در همين مدارس ايراني هم درس خوانده و ميخوانند، چه اينكه طبق آمار آموزش و پرورش در سال تحصيلي 86-85، 119هزار و 346 كودك افغان در حال تحصيل بودهاند كه اين آمار نسبت به سال تحصيلي 70-71، 75 درصد رشد را نشان ميدهد.
با اين وجود ميل به درس خواندن در بين كودكان افغان مجاز و غيرمجاز بسيار بالاست و به خصوص دختران افغان علاقه زيادي به ادامه تحصيل دارند و براي رسيدن به اين هدف خود توانستهاند در مدارسي تحت عنوان مدارس كودكان كار و خيابان كه زيرمجموعه انجمن حمايت از كودكان كاروخيابان است درس بخوانند در حالي كه شناسنامه ندارند.
از سوي ديگر دختران و پسران 6-7 ساله يا 15-16 ساله افغان مجاز يا غيرمجاز، ما بخواهيم يا نه، ديگر تهراني شدهاند! تهران به عنوان شهري كه شهرستانيهاي خودمان به دنبال پولدار شدن در آن ميگردند، افغانها را هم در خود نگه ميدارد و در فاصله كوتاهي راه درست يا غلط پولدار شدن را به آنها ميآموزد و در اين ميان يا به جايي ميرسند و يا مجرم و بزهكاري حرفهاي ميشوند! يكي گوني به دست ميگيرد و از ميان آشغالهاي پشت در خانههاي ما سرمايه جمع ميكند ! يكي كارگر كارگاه پوست و قارچ و مرغداري و آجرپزي و ... است، يكي سر چهارراهها دركنار اسفند مواد مخدر ميفروشد و يكي ديگر سالهاست كه در يكي از گرانقيمتترين و مجلل ترين خانههاي شمال تهران سرايدار فيكس است!
نسل سوميهاي افغانها به خصوص بخشي كه با داشتن كارت اقامت پدر و مادرانشان آينده روشنتري را براي خود ميبيند، ديگر به دنبال اين شغلهاي نازل نيست. نسل سوم افغانها، مي خواهد در اين آشفته بازار كلانشهر ما سري بالاتر از سرهاي پدران خود داشته باشد، اين نسل علاوه بر دانشگاه و مدرسه و درمانگاه و امكاناتي كه تا به حال داشته به دنبال داشتن شغلهايي رسميتر در دستگاه دولتي ايران، مدارج علمي بالاترو امنيت بيشتر براي زندگي و كار است و در حالي كه هنوز تهران ساكنان خود را تبديل به شهرونداني داراي حقوق مدني محقق شده نكرده است آنها به دنبال تبديل شدن به يك شهروند حداقل درجه دوم هستند!

به هر روي نبايد اين حقيقت را از نظر دور داشت كه جمعيت بيش از يك ميليوني افغانها غير مجاز در ايران و چندين صد هزار نفري آنها در پايتخت روي نوع زندگي ، كيفيت ، آموزش و مهمتر از همه كار و معيشت افغانهاي مجاز اثر نامطلوب گذاشته است و حالا ديگر به چشم مردم تهران و ايران، افغانها يك جور بيشتر نيستند و فرقي بين افغان مجاز كه كارت اقامت دارد، سه دوره در طرح آمايش دولت ايران شركت كرده، گاهي پولي به جاي ماليات ميدهد و ... با افغانهايي كه هنوز يك ماه نيست قاچاقي به ايران و تهران آمدهاند، نمي گذارند.
شواهد و نتايج عملكرد مسؤولان دولت ايران در سالهاي گذشته براي انسداد مرزهاي شرقي، مقابله با ورود افغانهاي جديد و برنامههاي منسجم براي بازگشت داوطلبانه افغانهاي مجاز و اخراج افغانهاي غيرمجاز گوياي اين امر است كه اهتمام جدي براي خروج افغانها وجود ندارد و هنوز معلوم نيست كه ايران ميخواهد جمعيت قابل توجه و نگرانكننده مهاجران خود را برگرداند يا نه !؟ وقتي هنوز انسداد مرزها شرقي با انجام نرسيده و قاچاق افغانها با كمترين قيمت توسط برخي ايرانيها صورت ميگيرد و طرحهاي اخراج و بازگشت داوطلبانه به دلايلي چون سرماي هوا متوقف ميشوند، ديگر نميتوان گفت كه اين مهمانان رفتني هستند و اين مهماننوازان قصد ديگري جز مهماننوازي بيش از سه دهه دارند.
گويي ميخواهيم علاوه بر نسلهاي اول و دوم افغانهاي جنگزده، نسلهاي سوم و چهارم تهراني و اصفهاني و مشهدي و شيرازي شده آنها را هم در دامان پرمهر خود بزرگ كنيم!
به هرحال نبايد فراموش كنيم كه ما مسلمان هستيم و بايد از مسلمين حفاظت نمود
در جواب دوست عزیز/ ایرانی های ما با سواد بالا و کیفیت بالای زندگیشان که از جامعه و فرهنگ ایرانی نشات می گیره باعث عمران و پیشرفت قابل توجه امریکا و اروپا می شوند .چنان که انها را امروزه در بالاترین و حساسترین مشاغل در این کشورها می بینیم.نه سر چهارراهاو.....
سطح نگرش شما بسیار پا یین و غیر انسانی است .
من افغانستانی ام. لطفا نویسنده به دایره لغات خود را افزایش دهد. افغانی منصوب به یک قومیت از کشور افغانستان است در حالی که عکس ها همه مطعلق به یک قومیت دیگر به نام هزاره است. پس لفظ افغانستانی درست است.
نویسنده یکطرفه وبسیارنامهربان نسبت به همسایه هایمان مطلب را نوشته است.من در آلمان زندگی میکنم و تصور مردم اینجانسبت به مهاجران چنین نیست. فراموش نکنیم تلاش مردمی جنگزده برای رسیدن به زندگی بهتر امری است طبیعی. به جا بود در مقاله به دید تحقیر از آنها یاد نمیشد. عملکرد دولت ایران هم توجیهی برای لحن منفی مقاله نسبت به این ماجران نیست.
آقاي محترم،بانظر شما كاملاًموافقم.چرا همه ما عادت داريم اين مسائل را به مسلماني ودين ومذهب ربط دهيم.فرهنگ هريك ازما زيرسوال است .چرا آن كساني كه بايد براي دفاع ازخاك خودجلوي دشمنان خودبياستند فرار ميكنند وبه كشورهاي ديگر ميروند وهمكيشان خود راتنها ميگذارند،ديگر چه انتظاري ازاينها ميرود.مگر ما جنگ نداشتيم ،مگر كودكان ما*پيرمردان ما*جوانان ما درمقابل رژيم بعث هريك چون كوه دماوند ايستادگي نكردند.پس درحق چنين كساني ديگر دفاعيه نميشود صادركرد.شما ديديد وشنيديد كه برخي ازآنها چه جنايت هايي رادركشورمرتكب شده اند،تكرارميكنمكه نه همه آنها، ولي نبايد اينها رادست كم گرفت وبا آنها مچ شد.به خدا كه خطرناكه وماهريك ايراني بايد به آينده اش فكركنيم، به50سال بعد كه ميبينيم چه بلايي سر فرهنگ وملت ما ميآيد.كوتاه بين وزودانديش نباشيم وايراني وايراني راحفظ كنيم.
عراقی ها که هشت سال با ایران جنگیدند و هزاران ایرانی را کشتند حالا شدند برادر با ایرانیها و از بیمارستان و خدمات و احترام در ایران برخوردارند، اما "افغانیهای چشم بادامی" که به پیروی از دستور امام خمینی دوش به دوش برادران شیعه خود(ایرانیها) با صدام جنگیدند و شهید و جانباز دادند حالا شدند "مزاحم" و هر ایرانی برای خروج انها لحظه شماری میکند. افرین اینه رسمش؟!
خواستم در جواب برادری که فرموده بودند: "چرا آن كساني كه بايد براي دفاع ازخاك خودجلوي دشمنان خودبياستند فرار ميكنند وبه كشورهاي ديگر ميروند وهمكيشان خود راتنها ميگذارند،ديگر چه انتظاري ازاينها ميرود.مگر ما جنگ نداشتيم ،مگر كودكان ما*پيرمردان ما*جوانان ما درمقابل رژيم بعث هريك چون كوه دماوند ايستادگي نكردند" عرض کنم که : بله
من یک افغانستانی هستم و به افغانی بودن خود وافغانستان افتخار میکنم این مطالبی که در این صفحه ذکر شده است بسیار با نگرش پایین و سطح فکر پایین یک انسان عقده ا ی نوشته شده است .
این نوشته خارج از این که آمار درستی میدهد یا ولی متاسفانه بوی نژاد پرستی هم میدهد. واقعا همزبانان و هم فرهنگان ما اینقدر وصله ناجور هستند که از سر تا پای این مقاله به عنوان غریبه و خارجی ازشون یاد میشه؟ کودکان افغانی که پدر و مادرشان به ایران آمده اند و حالا زن یا مرد بزرگی شده هاند آیا حقی برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه با تمام کیفیتهای زندگی رو ندارن؟ آیا حق ندارن مثل یک ایرانی لبلس بپوشن یا کار کنن و درس بخونن؟
سلام به دوستان
هر انساني آزاد به دنيا مي ياد و حق زندگي در هركجاي اين كره خاكي رو داره
من با این مزخرفاتی که شما نوشتین اصلان موافق نیستم شما یک آدم نشنالیزم هستین که فقط به خود فکر می کونید افغانی ها مردمی هستند که نمی توان آنهارا با دیگر مردم مقایسه کرد انها بسیار مردمی شریف هستند
من ایرانی هستم
من فکر میکنم افغانی ها یا به قول دوست خوبمون افغانستانی ها هم حق دارن زندگی کنن . و هر جور دوست دارن در آمد خوئشونو خرج کنن . هر جور دوست دارن لباس یپوشن و زندگس کنن . همه زمین مال خداست و همه ما بنده های خدا . چه فرقی داره کی کجا باشه . چیزی که مهمه ذات و نیت ما آدماست و دیگه هیچ چیز دیگه نمیتووه معیار باشه .
دخترک
در ضمن برو کلاس دیکته آخه شهورند با شهروند فرق می کنه!!!!!!!!!!!!
اره معلومه ایرانی بوده هرکی این نظرو نوشته پیروسه!!!
واقعن خجالت داره.من ایرانی هستم اما از خوندن-ا گزارش شما شرمنده شدم.چرا این قدر از مهاجران افغانستان بدتون میاد؟هزار و یک تحقیر در حقشون انجام میدین باز هم منات میزارین؟حد میزنم که نویسندیه این به استله گزارش پاشو تا شاه عبدو العزیز هم نزاشته و گرنه اگر یک تک پا اومده بود اروپا میدید که رفتار با مهاجرین تو مثلن سوئد چقدر محترمانه تر از ایرانه. بچه های مهاجران حتا مهاجران غیر قانونی حقه تحصیل دارند اون هم رایگان.تازه بعد از ی پپروسیی وقتی که اقامت میگیرند همون حق و حقوقی را دارند که یک سوئدی یداره. اونها میتونند هر شغلی را در خواست کنند و را رشته که دوست دارند را بخونند. بعد از یک مدتی هم میتونند در خواست گذرنامه سوئدی کنند و باشند سوئدی. اگر امساله شماها اینجا تو سوئد بودن دیگه هیچ مهاجری این جا نمیموند. شما و همکاراتون ادبیاته بسیار تحقیر آمیزی دارین.این جود ادبیات را حتا حزبه نژادپرست و خارجی ستیزه سوئد یعنی "دموکراتهای سوئد "هم استفاده نمیکنه. اگر این جا بودید و اینجا این مقاله را نوشته بودید مطمئن باشد کارتون به دادگاه و زندان میکشید.یک خورده احترام به دیگران را یاد بگیرید!!!
واقعا که منو عصبانی کردی با این مطالب توهین امیز نمیدونم چی بگم خدا شفات بده
سلام
یه جوری دربارهی امکانات ایران حرف زدی که انگار بهشت برینه! کجا افغانستانیهای ایران این قدر مرفه اند؟ در ضمن نباید هیچ کسی رو به خاطر ملیت یا قومیتش تحقیر کرد. این باعث شرمندگی من به عنوان یه ایرانیه.
مگر نام افغانستان چند سال است که کاربرد سیاسی دارد ؟
من به شخصه وجود افغانها برایم خیلی مشکله اخه شماها که همتون از بودن افغانها حمایت می کنید و میگید که چرا اروپاییان با مهاجران ایرانی اینطور رفتار نمکنند میدونید لااقل چه گروههای از ایران مهاجرت میکنند ومهاجران ایرانی ار هم سطح ادمای افغان میدانید درضمن این افغانها که ظاهرشان ادم خوب و ساده ای هستند در طی این سالها چه جنایاتی علیه ناموسای ایرانی انجام داده اند و چه فسادهای کردند جدا از مسایل و مشکلاتی که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی بر ماها تحمیل نموده اند علی ایها الحال من با وجود تک تک افاغنه بی شعور مشکل داردم و مرگ بر انها می فرستم و امید دارم که یه روزی حکمرانی بیاید که یه کوره ادم سوزی درست کنه و همه افغانها پشتو زبانو بسوزاند به خدا ان موقع من راحت خواهم شد
جهان هر کسی به اندازه وسعت فکر اوست. از همه نظرها معلوم می شه که چی چقدر ظرفیت و آگاهی داره. نفرین بر سالهای قشنگی از زندگیم که در ایران گذشت. کاش همان مدت رو هم در افغانستان عزیز خودمون می بودیم و زیر منت شما ها نمی بودیم. الان هم دیر نیست. کاش همه سر عقل بیان و این کشور کثیف رو که از سر تا پاش تعصب و بی حرمتی و کثافت و بی حیایی می باره، ول کنند و بیان توی همین کشور ویران ولی دوست داشتنی خودشون زحمت بکشند و کار کنند و زجر بکشند.
این یارو نویسنده چقدر عقده ای و حسود هست. بدبخت برو خودت کار کن و انقد از این افغانی ها گله نکن .
یک: شما مطلب رو خیلی توهین آمیز شروع کردید. انگار دارید در موردِ یک موجود غیر انسانی مطلب می نویسید. تصورش سخت نیست که وقتی مطلب رو شروع کردید، چه ذهنیتی داشتید.
دوست با انصاف چرابرای شش میلیون ایرانی که به اروپا و امریکامهاجرت کردند (چه قانونی وچه غیر قانونی)نسل شناسی نمیکنی؟ بهتره چندین مقاله باعنوان"حکایت ایرانی هایی که شهروند امریکاییی انگلیسی سوئیسی المانی نروژی و..... میشوند" بنویسی!!!
سلام با خواندن این مقاله نظرم درباره ایران و ایرانی کمی تغییر کرد اما باز هم تشکر می کنم
من به فرموده مقام معظم هبری که اصطلاح کشور خویشاوند رو درباره افغانستان به کار بردند و فرمودند که کشور همزبون ومسلمون هستیم بیایم و این حرف و حدیث ها رو کنار بذاریم و به کوری چشم دشمنهای مشترکمون(استعمارگرها) با هم متحد باشیم و اینقدر از هم بد وبیرا نگیم امیدوارم که موفق پیروز باشید،دوستان و برادران وخواهران افغان و هم ایرانی تو ماه رمضان برا هم دعا کنیم تا همه کشورهای اسلامی به سر وسامان برسند و کسی مجبور نباشه دستش رو سوی اجانب دراز کنه
دوست عزیز ایرانی شما اول کشور خودتو اباد کن بعد زحمت اباد کردن کشورهای دیگر رو به کولت بکش .به همون اندازه که شما در کشورهای اروپایی دکتر و مهندس دارید 10برابرشم گدا دارید. افغانستان به دلیل اینکه 30 سال درگیر جنگهای که با اشغالگران بود از روزگار عقب ماند ولی الان من به کشورم افتخار میکنم چونکه هرچی باشه نسبت به کشورهای همسایه اش به جواناش زور نمیگه حق ازادی به اونا داده. شاید از نظر بعضی دوستان فخر فروش ما افغانستان کشور عقب مانده ای باشه ولی من هیچ جوان افغانی را ندیدم که از کشورش سیلی خورده باشه .افغانستان بیش از چند برابر ایران منابع نفتی وصنعتی در حال حاضر دست نخورده دارد .که انشا الله اگر بهره برداری ازشون کردیم دوستان ایرانی را مشغول به کار میکنیم .
اگر مایلید مردم افغانستان را بشناسید به شبکه های ماهواره ای شان یک سری بزنید . این دوستمان معلوم نیست چه نسبتی با این حزاره ها دارد !اگر شما مردم شهر هرات و کابل را ببینید نظر هایتان را برای خودتان نگه می دارید!
شما ایرانیها چشم ندارید پیشرفت افقانیها و کلا مردمای کشور های دیگر را هم ندارید اینقدرحرفهای قلمبه سلمبو نزنید چرا که به زودی آمریکا به ایرانتان حمله وانشا الله مانتو کوتاها و شلوار جین پوشایتان به درک واسل خواد شدند اونوقت کارخانه های فعال تولید کننده فقط برای ماماناو باباهاشون بدوزن ویا بلکل منحدم خوات شد اونوقت دست ازپا درازتر اولین جایی که قدم نحث خودرا می مانید افقانستان خواهد بود اونوقت خوب مهمان نوازی میکنیم مثل خودتان ویا بهتر ازشما .........با احترام دختر خوشگل افقانی.
ممکن بود من و شما جای انها می بودیم حرف شما نشات گرفته از ذهنیت منفی است که نسبت به انها دارید.ایا تعداد مهاجران ایرانی در امریکا یا کشور های اروپایی کم است چرا بجای ملامت انها بطرز محترمانه ای با انها رفتار میشود
و انها را سرمایه های ایران می دانیم. به نظر شما نباید حق بدهیم که انها هم تصور این چنینی در مورد مهاجران خود داشته باشند.