به روز شده در: ۳۰ مهر ۱۳۹۳ - ۰۷:۵۵
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّداُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.      
کد خبر: ۶۵۹۹۶
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۰

«یک خانواده محترم» تنها برای خارج ساخته شده و به همین خاطر صراحت و تنوع جسارت‌های آن حیرت‌آور است ولی همین فیلم تنها نماینده ایران در جشنواره کن بوده و قرار است در چندین جشنواره بین‌المللی دیگر هم ایران دروغین سازندگان آن را به تماشاگر از همه جا بی‌خبر ارائه کند.

به گزارش فارس، فیلم «یک خانواده محترم» ساخته مسعود بخشی و به تهیه کنندگی محمد آفریده و یک فرانسوی است که در جشنواره کن بعنوان تنها نماینده ایران حضور پیدا کرد و چندی پیش هم اعلام شد که قرار است در جشنواره ابوظبی به نمایش درآید.

 فیلم، روایت یک استاد ایرانی دانشگاه پاریس است که برای بنا کردن بنیاد امیر به ایران دعوت می شود. خانواده وی به جز مادرش اگرچه همگی ظاهر کاملا مذهبی دارند و با حاکمیت نیز کاملا ارتباط دارند ولی کاملا هم کلاش هستند بطوریکه این خانواده از همان ابتدا در زمان جنگ تا زمان حاضر به نوعی اقتصاد و غذای مردم را در اختیار دارند و معامله های میلیاردی می کنند.

 حالا که امیر پس از 22 سال به ایران برگشته خانواده وی به کمک ماموران حکومتی با تهدید و کتک زدن وی قصد دارند او را از حقش که پدر در اواخر عمر قصد پرداخت به او را داشته منصرف کنند. او نیز پس از آزادی از دخمه ای که کنایه به زندان اوین دارد نه تنها از ایران نمی رود بلکه همراه با دانشجویان و مردم معترض در خیابان(کنایه از فتنه 88) با چهره ای مصمم برای اصلاح امور به سمت میدان آزادی همراه می شود.

 

این فیلم که توسط عواملش به شهدای ایران تقدیم شده نشان می دهد که برادر امیر در جنگ تحمیلی به شهادت می رسد و مادرش نه تنها به شهیدش افتخار نمی کند بلکه پدر شیاد را مسئول خون پسرش می داند و فرزند کم سن و سالش که حالا در جنگ شهید شده را از او می خواهد.

 

با نگاهی به فیلم یک خانواده محترم متوجه می شویم که این فیلم تنها و تنها برای جشنواره های خارجی ساخته شده است چراکه تهیه کننده و کارگردان فیلم می دانند که چنین فیلم توهین آمیزی هرگز در کشور اجازه نمایش پیدا نمی کند و به همین خاطر با خیالی آسوده و دستی باز هرآنچه مورد پسند یک جشنواره خارجی بوده را در فیلم گنجانده اند.

 

این فیلم علاوه بر اینکه حال و هوای فیلم های ساخته شده درباره ایران در خارج از کشورمان را دارد و به این شکل برای مخاطب آن طرف ملموس است تا توانسته از نمادهای آشنا برای آنطرفی ها استفاده کرده است. مثلا در خارج از ایران اینطور القا می کنند که رزمندگان ما در جنگ 8 ساله را اغلب نوجوانان تشکیل می دهند. یعنی تصویر رسانه های آنها از جنگ و شهدای ما نوجوانان کم سن و سالی است که ایران در جنگ 8 ساله با تهدید یا تطمیع از آنها استفاده کرده است. این موضوع در مستندی که رابرت بیر عضو سابق سازمان سیا از بهشت زهرای تهران ساخته و در ایران هم منتشرش شد نیز کاملا مشهود است.

 

در این فیلم هم دقیقا این موضوع تصویر می شود و بجز چند تصویر که کارگردان از آن سواستفاده دیگری کرده رزمندگان ما آنطوری نشان داده می شوند که در بالا آمد.

نکته بعدی بحث «خشونت» است که این روزها مبارزه با آن! در آنطرف زیاد آب و تاب داده می شود و درباره جنگ تحمیلی نیز از این عبارت زیاد استفاده می شود و جالب اینکه جزوه منتشر شده توسط قهرمان فیلم با کلمه درشت خشونت چند بار پشت سر هم نشان داده می شود که خود این مساله هم جای سوال دارد. اگرچه عبارتی که روی جزوه نوشته شده حاوی چند عبارت است اما انتخاب فونت درشت برای این کلمه، فقط «خشونت» را به مخاطب القا می کند بدون اینکه بدانیم دقیقا متن جزوه چیست.

 

نکته بعدی استفاده مکرر از آیات قرآن آنهم بصورت کاملا هدفدار است بطوریکه در قسمتی از فیلم زن خانواده که به شدت وسواسی و البته مذهبی و اهل نجس و پاکی است در سحر مشغول عبادت است و صدای قرآن هم شنیده می شود و جالب اینکه در این آیات هم صحبت از عذاب الهی به میان می آید. در این موقع پسر خانواده از مادر می پرسد که آیا قرص هایش را خورده یا نه و او را مانند یک بیمار روانی به رختخواب هدایت می کند.

 

اصرار بیش از حد کارگردان بر نمادها مانند عکس امام خمینی در چند نوبت، عکس شهدا، نمادهای مذهبی مانند کعبه آنهم بلافاصله بعد از توهین مادر و فرزند به یکدیگر، اشاره به نمازخواندن افراد خاص مانند زن وسواسی و پیرمرد فرتوت و یا استفاده اغراق آمیز از انگشتر برای نشان دادن مذهبی بودن افراد و یا استفاده از سخنرانی های امام خمینی و صدای احمدی نژاد و یا داشتن دو همسر پدر شخص اول داستان هم از جمله مواردی است که استفاده در این حد آن برای مخاطب داخلی غریب ولی برای مخاطب خارجی ملموس است.

استفاده از موتور سواران با ظاهر مذهبی و محاسن برای القا خشونت و رفتار خشن نیروهای انقلابی هم از جمله مواردی است که در این فیلم استفاده شده و در این راستا قابل ارزیابی است که موارد مشابه در فیلم های جشنواره ای کم نبوده است.

 

نوع و شکل کنترول افراد توسط نیروهای حکومت هم دقیقا با همان شکل و شمایل که آنطرف نشان داده می شود یعنی کاملا کارتونی و اغراق آمیز و سیاه به تصویر کشیده شده است.

و البته شاه بیت فیلم تظاهرات مردم برای رهایی از جور حکومت و ظلم آن و رسیدن به آزادی است که قطعا برای آنطرف جذابیت خاص خود را دارد.

 

فیلم «یک خانواده محترم» یک عقده گشایی است. یک عقده گشایی به تمام معنا که کارگردان آن با دست آویز قرار دادن هر چیزی برای این منظور استفاده کرده است.

 

این فیلم ضد جنگ است و دفاع هشت ساله ما را خشونت جلوه می دهد و مادران شهدا را افراد ناراضی می داند که تقاص خون فرزند را از پدر طلب می کنند.

 

تصاویر انتخاب شده از آرشیو جنگ و آهنگ ها نیز به این فضا کمک می کند و جالب اینکه حتی کارگردان به حماسه آزادی خرمشهر هم رحم نکرده است.

 

این فیلم ضد دین است. چراکه افراد متشرع را افراد روانی، دیو صفت و فرتوت نشان می دهد و از آیات قرآن و نمادهای مذهبی برای پیش برد این هدف استفاده می کند.

 

این فیلم ضد ایران است. در این فیلم اغلب جوانها مشتاق رفتن به خارج نشان داده می شوند و جدای از این هم یکی از کارمندانی که شخصیت فیلم کارش به او می افتد با این طعنه او روبرو می شود که مگر عقلت کم است که به ایران برگشتی؟!

 

این فیلم ضد واقعیت است. در فیلم همه چیز خشونت آمیز، ناامن، متزلزل، غیرقابل اعتماد و سیاه نشان داده می شود و فیلم هیچ نقطه امیدی را نشان نمی دهد غیر از افقی که فتنه 88 ترسیم کرده است.

و اینها یعنی اینکه این فیلم فقط برای جشنواره خارجی ساخته شده است.

 

جالبی ماجرا این است که همه آقایانی که این فیلم را تماشا کرده اند از صراحت و تنوع جسارتهای آن مبهوت شده اند ولی همین فیلم تنها نماینده ایران در جشنواره کن بوده و همین فیلم در جشنواره ابوظبی شرکت کرده و همین فیلم قرار است در جشنواره لندن شرکت کند و همین فیلم قرار است در چندین جشنواره بین المللی دیگر هم ایران دروغین مسعود بخشی و محمد آفریده را به تماشاگر از همه جا بی خبر ارائه کند.

 

و البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که وقتی این فیلم را در فضای فعلی و با تهدیداتی که وجود دارد مشاهده می کنیم متوجه می شویم که کار از یک فیلم ساده فراتر است و باید در آن پیام های مهمتری را جستجو کرد.

 

این فیلم معجونی از خیانت و نادانی است. خیانت از این بابت که حیثیت یک ملت و یک آرمان و یک حرکت جهانی برای جشنواره خارجی فروخته می شود که این البته خوشبینانه ماجرا است و در این خیانت کارگردان و تهیه کننده کار دخیل هستند و نادانی از این بابت که همه ساکت نشسته اند و فیلم با دوره افتادن در جشنواره ها و نشان دادن ایران بعنوان یک کشور ناامن و عقب مانده مذهبی رسالت کثیف خود را انجام می دهد و این دقیقا یعنی معجونی از خیانت و نادانی...

نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر: