كدخبر: ۵۷۳۶
تاريخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۸۷ - ۲۰:۱۷
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
حافظان حدود الهی
محسن کازرونی
 
 نگاهی به زندگانی امام محمد باقر علیه السلام

 شخصیت امام بگونه ای است که اکثر اندیشمندان به گوشه هائی از عظمت آن اشاره کرده اند،ابن حجر هیثمی صاحب کتاب الصواعق المحرقه (1)

شبکه خبری البرز  دکترمحسن کازرونیمی گوید: .... ابوجعفر محمد الباقر سمی بذلک من بقر الأرض ای شقهّا و آثار مخباتها و مکامنها فلذلک هو اظهر من مخبات کنوز المعارف و حقایق الاحکام و الحکم اللطائف ما لا یخفی الا علی منطمس البصیره او فاسد الطینه و السریزه و من ثم قیل فیه:هو باقر العلم و جامعه و شاهر علمه و رافعه صفا قلبه و زکا عمله و علمه و طهرت نفسه و شرف خلقه و عمرت اوقاته بطاعه الله و له من الرسوم فی مقامات العارفین ما تکلّ عنه السنه الواصفین و له کلمات کثیره فی السلوک و المعارف لا تحتملها هذه العجاله و کفاه شرفا ان ابن المدینی روی عن جابر انه قال له ـ و هو صغیر ـ رسول الله صلی الله علیه و آله یسلّم علیک فقیل له و کیف ذلک قال کنت عند رسول الله صلی الله علیه و آله جالساً و الحسین فی حجره و هویدا عبه فقال: یا جابر یولد منه مولود اسمه علی اذا کان یوم القیامه نادی مناد لیقم سید العابدین فیقوم ولده ثم یولد له ولد اسمه محمد فاذا رأیته یا جابر فاقراء منی السلام.

ابوجعفر محمد بن علی که ملقب به لقب باقر است بخاطر آن که علوم و معارف الهی را شکافت و لطائف و دُرّ به جهان بشریت هدیه داد لطائفی که استخراج کرد جز بر انسانهای کور و یا فاسد العقیده مخفی نیست او برفرازنده علم و جمع کننده آن است و دارای صفای باطن است در شرافت همین بس که ابن مدینی نقل کرده که جابر سلام پیامبر را به امام باقر رساند زیرا او نقل می کند یک روز خدمت پیامبر بودم در حالی که حسین در دامن او بود.

حضرت فرمود: جابر فرزند او را که زین العابدین است ملاقات می کنی و فرزند وی را نیز ملاقات می کنی که همنام من است پس سلام مرا بوی برسان.

احمد بن یوسف الدمشقی در کتاب اخبار الدول می گوید: منبع الفضائل و المفاخر الآمام محمد بن علی الباقر علیه السلام و انما سمی بالباقر لأنه بقر العلم و قد قیل بالباقر لما روی عن جابر عبدالله انصاری انه قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله یا جابر یوشک ان تلحق بولد من ولد الحسین اسمه کاسمی یبقر العلم بقرأ ای یفجره تفجیرا فاذا رایته فاقرأه منی السلام و کان خلیفه ابیه من بین اخوته و القائم بالأمامه من بعده.

او مخزن و منبع فخر و فضائل است و پیامبر او را ملقب به باقر فرمود چون سینه علوم را می شکافت و حضرت به جابر فرمود: سلام مرا به او برسان.2ابن ابی الحدید در شرح نهج می گوید: کان محمد بن علی بن الحسین سید فقهاء الحجاز و منه و من ابنه جعفر تعلّم الناس الفقه محمد بن سرور فقهاء مدینه بود و از او و فرزندش جعفر بن محمد علیه السلام مردم فقه را یاد گرفتند.3

 عبدالملک بن مروان به استاندار مدینه نوشت که محمد بن علی را در زنجیر کن و به سوی من بفرست.

عامل وی نوشت این نوشتار من مخالفت با تو نیست و ردّ امر هم نمی باشد ولی من نصیحت را لازم می دانم چون برتو مهربانم اما توکسی را می گوئی به زنجیر بکشم که اوصاف او چنین است: ان الرجل الذی اردته لیس الیوم علی وجه الأرض اعف منه و لا ازهد ولا اورع منه و انه من اعلم الناس و ارق الناس و اشدّ الناس اجتهاداً و عباده و کرهت لأمیر المومنین التعرض له فان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم.ت

و دستور به زنجیر کشیدن کسی را می دهی که در روی زمین عفیف تر و با ورع تر و زاهدتر از وی نیست و خوش نمی دارم که تو متعرّض او شوی زیرا خداوند سرنوشت کسی را تغییر نمی دهد مگر آن که آنان رفتار خود را تغییر دهند.عبدالملک خوشحال شد و نظر او را پذیرفت.4

نکته قابل توجه آن است که اینان کفار کتاب خداوند مطرح شده اند و باید اهل ولایت آنان بود.در اینکه ولایت اولیاء دین رکنی از ارکان دین است جای تردید نیست.

در روایات آمده که ما نودی بشیء بمثل ما نودی بالولایه.به چیزی مثل ولایت سفارش نشده چون این ولایت موجب هدایت و دوری از ضلالت است.

امام به برخی از بزرگان اهل سنت بخوبی این معنی را تفهیم کرد. عمر بن ذرقاضی و ابن قیس ماصر وصلت بن بهرام از بزرگان اهل سنت در قرن اول هجری هستند. تصمیم گرفتند خدمت امام باقر علیه السلام در مدینه برسندو چهار هزار مسأله بپرسند. ثویربن فاخته معروف به ابوجهم کوفی از شاگردان امام نیز همراه آنها بود.

وی در مدینه زودتر از آنان خدمت امام رسید و ناراحتی خود را از این گونه پرسشها به امام ابراز کرد.

حضرت فرمود: ناراحت نباش هر وقت آمدند اجازه ورود بده. آنان آمدندو سلام کردند و نشستند. مدت طولانی سکوت کردند. امام به خدمتکار خود فرمود: غذا را بیاور. سفره غذا آماده شد. امام فرمود: الحمدلله الذی جعل لکل شیء حدّاً حتی جعل لهذا الخوان حدّاً.شکر خداوندی را که برای هر چیزی حدّی قرار داد حتی برای این سفره نیز حدّی قرار داده.

ابن ذر گفت: حدّ این سفره چیست؟ حضرت فرمود: خوردن غذا با نام خدا شروع شود و پس از دست کشیدن از غذا حمد و سپاس او گفته شود.
***
1ـ دو نفر معروف به ابن حجر هستند یکی عسقلانی است که متولد 773 و متوفی 853 صاحب کتاب لسان المیزان است و الأصابه فی تمییز الصحابه که ازمهمترین کتابها در علم رجال می باشد. در بسیاری از موارد نسبت به شیعه جانب عناد و به تعصب را گرفته و از حق و انصاف دور شده دیگری ابن حجر هیثمی که نسبتی است از محله ابوالهیثم در غرب مصر متولد 909 و متوفای 974 و شافعی مسلک بود. صاحب کتاب الصواعق المحرقه فی الرّد علی اهل المدع و الزدناقه که در شیعه دو کتاب برردّ این کتاب نوشته شده1ـ البحار المغرقه نوشته احمد بن محمد المرتقی2ـالصوارم اللمهرقه از قاضی نورالله شوشتری وی در کتاب خود مطالبی در فضائل و مناقب اهل بیت نوشته هر چند او هم از جاده حق منحرف شده نسبت به شیعیان عناد نشان می دهد او به معاویه ارادت دارد. کتابی در ردّ بدگوئی او نوشته و در نفی کفر یزید هم بی علاقه نبوده.
2ـ اخبار الاول / 111.
3ـ اعلام الهدایه/23.
4ـ اعیان الشیعه 4/85.

سپس امام از خدمتکار خود خواست که سفره را جمع کند و آبی طلبید تا دست ها را بشویند امام مجدداً فرمود: حمد خدائی را که برای هر چیز حدی قرار داده حتی برای این کوزه نیز حدی است که به آن منتهی می شود.

ابن ذر پرسید: حد آن چیست؟ امام فرمود: آغاز نوشیدن همراه با نام خدا باشد و پس از نوشیدن حمد خدا و از ناحیه دسته کوزه آب نیاشامد و همچنین از جانب شکستگی کوزه آب نخورد. بعد از غذا و شستن دستها اینان سکوت کردند.

 حضرت فرمود: آیا از احادیث ما که به شما رسیده چیزی نمی گوئید؟ ابن ذر گفت: چرا ای پسر رسول خدا از جمله این حدیث از پیامبر است که فرمود: انی تارک فیکم الثقلین احدهما اکبر من الأخر کتاب الله و اهل بیتی ان تمسکتم بهما لن تضلّوا.من میان شما دو چیز گرانبها می گذارم که یکی از دیگری بزرگتر است. کتاب خداوند و عترت و خاندانم. هرگاه به آن دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد.امام فرمود: اگر فردای قیامت با رسول خدا ملاقات کنی و او از تو بپرسد که با ثقلین چه کردی چه پاسخ می دهی؟وی با شنیدن این جمله گریست و گفت: اما الأکبر فمزّ قناه و اما الأصغر فقتلناه.اما به قرآن که عمل نکردیم و نسبت به اهل بیت هم جفا کردیم و آنان را کشتیم.حضرت فرمود: اگر چنین بگوئی راست گفته ای .سپس فرمود: یابن ذر لا والله لا تزول قدم یوم القیامه حتی تسأل عن ثلاث عن عمره فیما افناه و عن ماله من این اکتسبه و فیما انفقه و عن حبنا اهل البیت.

در روز قیامت هیچ بنده ای قدم از قدم بر نمی دارد مگر آنکه از سه چیز از او می پرسند از عمرش که در کجا فنا کرد از مالش که از چه راه بدست آورد و در چه راه خرج کرد و از محبت ما اهل بیت.ابوجهم می گوید: آنها رفتند امام به خادم خود فرمود: برو ببین چه می گویند: خادم رفت و برگشت.

گفت: همراهان ابن ذر به او گفتند، آیا برای چنین ملاقاتی به این جا آمده بودیم. وی گفت: وای بر شما ساکت باشید چه بگویم راجع به شخصی که خداوند از مردم راجع به ولایت او سوال می کند و حدود و رموز و احکام را می داند.1

 یکی از کلمات گوهر بار امام سخنی است که امام به یکی از حکام وقت فرمود. نصیحت امام به عمرو بن عبدالعزیز هنگامی که به مدینه آمد و دستور داد هر کس به او ستمی شده حاضر شود. حضرت فرصت را غنیمت شمرد و بر وی وارد شد.او هم امام را تکریم کرد.

امام جملاتی را فرمود که بسیار سودمند است. انما الدنیا سوق من الأسواق یبتاع فیها الناس ما ینفعهم و ما یضرهم و کم قوم ابتاعوا ما ضرّهم فلم یصبحوا حتی اتاهم الموت فخرجوا من الدنیا ملومین لما لم یأخذوا ما ینفعهم فی الأخره فقسم ما جمعوا لمن لم یحمدهم و صاروا الی من لا یعذرهم فنحن والله حقیقون ان ننظر الی تلک الأعمال اللتی نتخوف علیهم منها فنکف عنها و اتق الله واجعل فی نفسک اثنتین ، انظرا الی ما تحب ان یکون معک اذا قدمت علی ربک فقدمه بین یدیک و انظر الی ما تکره معک اذا قدمت علی ربک فارمه وراءک و لا ترغبن فی سلعه بارت علی من کان قبلک فترجو ان یجوز عنک و افتح الأبواب و سهل الحجاب و انصف المظلوم و ردّ الظالم ثلاث من کن فیه استکمل الأیمان بالله من اذا ارضی لم یدخله رضاه فی باطل و من اذا غضب لم یخرجه غضبه من الحق و من اذا قدر لم یتناول ما لیس له...

دنیا بازاری از بازارهای دنیاست که مردم می خرند و می فروشند عده ای فقط آن چه بضررشان است خرید و فروش می کنند و در پیشگاه خداوند شرمسار وارد می شوند چون آنچه بنفع آنان بود در کارنامه عملشان دیده نمی شود و اموالی باقی می گذارند که بین ورثه تقسیم می شود در حالی که از آنان ستایش نمی شود و نزد خداوند هم معذور نیستند و ما سزاوارتریم که دقت بکنیم و دو چیز را همیشه مد نظر قرار دهیم آنچه را که دوست داریم در قیامت همراهمان باشد ذخیره کنیم و آنچه را دوست نداریم رها کنیم.2

سفارش امام به سرپرستی نیازمندان: حضرت فرمود: من کسااحداً من فقراء المسلمین ثوباً من عری او اعانه بشیء ما یقوته من معیشته و کل الله عز و جل به سبعین الف ملک من ملائکه الله یستغفرون لکل ذنب عمله الی ان ینفخ فی الصور.

هر کس لباسی بر اندام مستمندی از مسلمانان بپوشاند یا او را کمک کند خداوند هفتاد هزار فرشته موکل می کند برای گناهان او استغفار کنند تا هنگامی که در صور دمیده می شود.3

 امام فرمود: لأن احج حجه احب الی من ان اعتق رقبه و رقبه حی انتهی الی سبعین و لأن اعول اهل بیت من المسلمین اشبع جوعتهم و اکسو عورتهم و اکف وجوههم عن الناس احب الی من ان اجح و حجه حتی انتهی الی السبعین.اگر حج بجای آورم برای من از آزاد کردن هفتاد بنده بهتر است و اگر سرپرستی خانواده ای را بعهده گیرم از هفتاد حج بهتر خواهد بود.سفارش به حفظ حرمت دیگران: من اعان علی مسلم بشط کلمه کتب بین عینیه یوم القیامه آیس من رحمه الله.

اگر کسی به مسلمانی بی حرمتی کند هر چند به نمی از کلمه بر پیشانی او نوشته می شود او از رحمت خداوند مأیوس است.روابط اجتماعی: جاحظ از عالمان برجسته اهل سنت می گوید: قد جمع محمد بن علی بن الحسین علیه السلام صلاح حال الدنیا بحذافیرها فی کلمتین فقال صلاح حال التعایش و التعاضد ملا مکیال ثلثان فطنه و ثلثه تغافل.امام خیر دنیا و آخرت را در سخن خود جمع کرد آنگاه که فرمود: صلاح زندگانی و معاشرت پر کردن وجود است از زیرکی که در برابر تغافل باشد.4
***

1ـ اعیان الشیعه ج4/27.
2ـ مناقب 4/207و 208.
3ـ کافی.
4ـ البیان و التبیین ج1/84 ، بحار 46/289.

 سخنی جامع که درآن از روابط اجتماعی هم گفته شده حضرت فرمود: خداوند به آدم وحی کرد انی اجمع لک الخیر کله فی اربع کلمات واحده منهن لی و واحده لک و و احده فیا بینی و بینک و واحده فیما بینک و بین الناس فاما اللتی لی فتعبدنی و لا تشرک بی شیئاً و اما اللتی لک فاجازیک یعملک فی وقت احرج ما تکون الیه و اما اللتی بینی و بینک فعلیک الدعا و علی الأجابه و اما اللتی بینک و بین الناس فترضی للناس ما ترضی لنفسک.

خیر را در چهار کلمه برای تو جمع می کنم کی از آن من که عبادت و بندگی توست یکی از آن تو که همان پاداش توست که در وقت نیاز به تو می دهم و یکی از آن من و تو که همان دعا کردن تو و اجابت نمودن من است و دیگری از آن تو و دیگران است یعنی آنچه برای خود می خواهی برای دیگران نیز بخواه.1

در حدیثی با جابربن یزید جعفی (که شاگرد امام باقر و امام صادق بود و در سال 128 فوت کرد) فرمود(2)واعلم بانک لا تکون لنا ولیّا حتی لو اجتمع علیک اهل مصرک انک رجل سوء لم یحزنک ذلک و لو قالوا انک رجل صالح لم یسرک ذلک ولکن اعرض نفسک علی ما فی کتاب الله فان کنت سالکا لسبیله زاهداً فی تزهیده راغبا فی ترغیبه خائفاً من تخویفه فاثبت و ابشر فانه لا یضرک ما قیل فیک و ان کنت مبائثا للقران فماذا الذی یفرک من نفسک.تو ولی ما نخواهی بود مگر آنکه اگر تمام شهرت جمع شدند و از تو تعریف کردند یا مذمت نمودند برای تو فرقی نکند و خود را بر قرآن عرضه کنی اگر خوب هستی خوشا بحالت و اگر بد هستی سقوط از چشم خداوند برای تو مهمتر از سقوط از چشم مردم باشد.3

کار و تلاش در عین زهد و تقوی: برخی تصور می کنند زهد و تقوی به معنی کنار کشیدن از کار و تلاش است و کار و تلاش هم غیر قابل جمع با تقوی و گاه آن را مخالف توکل می دانند اما روش امام این گونه نبود.

محمد بن منکدر یکی از زهاد معروف زمان امام بود وی می گوید: در یکی از روزهای گرم تابستان از مدینه به سمت ناحیه ای از نواحی آن می رفتم. ناگهان در هوای گرم محمد بن علی علیه السلام را ملاقات کردم که با بدنی فربه و با کمک دو نفر از خدمتکاران مشغول کار و رسیدگی به امور زندگی است. با خود گفتم: بزرگی از بزرگان قریش در چنین ساعتی کار می کند وبه فکر دنیاست او را موعظه می کنم.

به حضرت نزدیک شدم و سلام عرض کردم حضرت نفس زنان و عرق ریزان سلامم را پاسخ گفت. به امام عرض کردم اصلحک الله لو جائک الموت و انت علی هذه الحال فی طلب الدنیا.اگر در این حال مرگ شما برسد که در طلب دنیا هستند چه می کنید؟حضرت دست از دوش آن غلامان برداشت و فرمود: لو جائنی و انا فی هذه الحال جائنی و انا فی طاعه من طاعه الله اکف بها نفسی و عیالی عنک و عن الناس و انما کنت اخاف الله لو جائنی الموت و انا علی معصیه من معاصی الله فقلت رحمک الله اردت ان اعظک فوعظتنی.

اگر مرگم در این حال برسد من در اطاعت مرده ام....(4 )و نیز در مذمت کسالت فرمود: انی لأبغض الرجل ان یکون کسلاناً عن امر دنیاه و من کسل عن امر دنیا فهو عن امر آخرته اکسل.من دوست ندارم که کسی با کسالت باشد هر کس نسبت به امر دنیا کسالت ورزد نسبت به آخرت کسالت بیشتری خواهد داشت.5

البته از رفتن به سمت حرام خواری بشدت نهی فرمود: لیس من نفس الا قد فرض الله عز وجل لها رزقاً حلالاً یأتیها فی عافیه و عرض لها الحرام من وجه آخر فان هی تناولت شیئا من الحرام قاصها به من الحلال الذی فرض لها و عندالله سواها فضل کثیر و هو قوله عز و جل و اسألوا الله من فضله.روزی انسانها از طریق حلال می رسد واگر از طریق حرام کسی شکم خود را سیر کند از حلال او کم می گذارند.6

در دعا فرمود: نسئلک اللهم الرفاهیّه فی معیشتی ما ابقیتنی معیشه اقوی بها علی طاعتک و ابلغ بها رضوانک و اصیر بها الی دار الحیوان و لا ترزقنی رزقا بطغینی و لا تبتلنی بفقر اشقی به مضیقا علی و اعطنی حظاً وافرا فی آخرتی و معاشا واسعا هنیئا مرنیا فی دنیای.خدایا بر من آسایش در رزق عنایت کن که بتوانم طاعت تو را بجای آورم و روزی که موجب طغیان من شود به من نده و مرا به فقر نیز مبتلا مفرما.7
***

1ـ امالی صدوق /544
2ـ اوصیک بخمس ان ظلمت فلا تظلم و ان خانوک فلا تخن و ان کذبت فلا تغضب و ان مدحت فلا تفرح و ان ذمهت فلا تجزع و فکّر فیما قیل علیک فان عرفت من نفسک ما قیل فیک فسقوطک من عین الله جل و عز  اعظم عضبک من الحق اعظم علیک مصیبته مما خفت من سقوطک عن اعین الناس و ان کنت علی خلاف ما قیل فیک فثواب اکتسبه من غیر ان یتعب بذلک.
3ـ بحار ج78/162.
4ـ مناقب 4/201
5ـ کافی ج5/85
6ـ همان/80
7ـ بحار94/379.

حجه الاسلام دکتر کازرونی

 عضو مجلس خبرگان رهبری وامام جمعه کرج
نظرات بینندگان:
من برای اولین بار مقاله ای راجع به امام محمد باقر (ع) خواندم. بنظرم نکات بسیار جالب و پند آموزی داشت که به خواندن آن می ارزید. در زیر خلاصه ای از نکات ارزشمند را ذکر میکنم. مثلا امام محمد باقر (ع) کسی را برای شنیدن گفتگوی دیگران میفرستد:
" آنها رفتند امام به خادم خود فرمود: برو ببین چه می گویند: خادم رفت و برگشت. "
یا در جایی دیگر امام به خدمتکار خود دستور میدهد که سفره را پهن و یا جمع کند. ایشان در جایی دیگر میفرمایند:
" صلاح زندگانی و معاشرت پر کردن وجود است از زیرکی که در برابر تغافل باشد"
به عبارت دیگر اینکه باید زرنگ باشیم تا در معاشرت سرمان کلاه نرود. همچنین آن حضرت در جایی دیگر برای خود دعا میکند که:
"خدایا بر من آسایش در رزق عنایت کن که بتوانم طاعت تو را بجای آورم و روزی که موجب طغیان من شود به من نده و مرا به فقر نیز مبتلا مفرما."
امام محمد باقر (ع) درباره عملکرد مومنان نیز میفرماید:
"تو ولی ما نخواهی بود مگر آنکه اگر تمام شهرت جمع شدند و از تو تعریف کردند یا مذمت نمودند برای تو فرقی نکند و خود را بر قرآن عرضه کنی اگر خوب هستی خوشا بحالت و اگر بد هستی سقوط از چشم خداوند برای تو مهمتر از سقوط از چشم مردم باشد"
این نصیحتی است بسیار کارگشا برای حاکمین ممالک اسلامی که خود را با قضاوت مردم قیاس نکنند و فقط خود را با آیات قرآن تطبیق دهند و اگر فکر میکنند که درست است نگران نظر مردم نباشند.
امیدوارم که اینگونه مقالات بیشتر باشد تا ما بتوانیم هر چه بیشتر با امامان و اندیشه های آنها آشنا شویم. با تشکر
حجه الاسلام دکتر کازرونی !!

اقای کازرونی آدم ملایی است و نیازی به این القاب جعلی ندارد، بهتر بود می نوشتید حجت الاسلام و المسلمین کازرونی.
پایدار باشید
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: