به روز شده در: ۱۰ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۲
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّداُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.      
کد خبر: ۵۶۱۱۷
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۶
نامردی؛ از موزه ایران باستان تا بانک مرکزی!
ماجرای خانم «آزاده اردکانی» را که خاطرتان هست. دختر خانم بیست و اندی ساله‌ای که معلم خصوصی زبان انگلیسی آقایان مشایی و بقایی بود و ناگاه و به طرفه العینی، معلوم نیست در اثر لطف بی‌شائبه‌‌ای به سمت رئیس موزه ملی ایران باستان گمارده شد و ده‌ها دکتر باستان‌شناس و کارشناسان خبره این مرکز، با سوابق ده‌ها ساله‌شان شدند کارمند ایشان!

یکبار دیگر به گمانم در همین ستون چند خطی در باب چگونگی گزینش مدیران طراز اول نظام نوشتم. اینکه چطور گاه از ته سوزن عبور می‌کنیم و گاه شتر با بارش از دروازه نمی‌گذرد؟ گاه در گزینش یک آبدارچی یا حتی یک راننده و دانشجو، هفت‌خوان رستم را پیش می‌کشیم و اما گاه وقتی به خودمان می‌آییم، مدیر بزرگ‌ترین بانکمان دوملیتی از آب درآمده و برای ماه عسل با پول‌های این مردم به کانادا گریخته است. این دیگر چه جور کنترل و نظارتی است؟ آیا عجیب نیست که پس از افتضاحی که «خاوری» در پست ریاست بانک ملی به‌بار آورده و سپس فرار کرد، مجلس باید طرح عدم صلاحیت مدیران دوملیتی را در دستور کار قرار دهد؟ عجبا که چرا تاکنون چنین نکرده‌اند. ماجرایی تا این حد بدیهی چرا باید چنین مسکوت بماند تا وقوع فاجعه و بعد به فکرش بیفتیم؟

بدبختانه در سال‌های اخیر، چهره‌های تازه به دوران رسیده و بی‌ریشه‌ای معلوم نیست از کجا و چرا و چگونه از حوزه‌های کلان مدیریتی کشور سردرآوردند. ماجرای خانم «آزاده اردکانی» را که خاطرتان هست. دختر خانم بیست و اندی ساله‌ای که معلم خصوصی زبان انگلیسی آقایان مشایی و بقایی بود و ناگاه و به طرفه العینی، معلوم نیست در اثر لطف بی‌شائبه‌‌ای به سمت رئیس موزه ملی ایران باستان گمارده شد و ده‌ها دکتر باستان‌شناس و کارشناسان خبره این مرکز، با سوابق ده‌ها ساله‌شان شدند کارمند ایشان!

همان اوان کار عده‌ای از دلسوزان حنجره‌شان را پاره کردند که؛ آقاجان، این آدم لیاقت این پست را ندارد. آخر با کدام متر و معیار؟ چرا؟ گفتند؛ شما را به خدا تجدیدنظر کنید، فاجعه درست می‌شود! اما گوش کسی بدهکار نبود. چند سال گذشت و بعد تق همه چیز درآمد و ایشان متهم شد به حیف و میل صدها شی عتیقه و اموال ملی موزه‌های این

آب و خاک و بعد هم کارش به زندان کشید و گویا هنوز هم ادامه دارد تا چه شود. عجبا که یک نفر نرفت یقه آن مدیر خائنی که با این همه هشدار او را به این سمت منصوب کرد بگیرد و بپرسد به چه دلیلی این دختر خانم را به این جایگاه رساندی؟

حالا همین حکایت در مورد آقای «پورمحمدی» قائم‌مقام بازداشت‌شده بانک مرکزی تکرار شده. اینکه ایشان معرف امیرمنصور آریا، متهم پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی به مشایی بوده. اینکه او بانک گردشگری را برای جریان انحرافی راه انداخته و اینکه او با پیشنهاد مشایی به رئیس بانک مرکزی تحمیل شد تا صدور مجوزهای یک‌شبه را برای جریان انحرافی تسهیل کند و به همین دلیل ادارات صدور مجوزها و نظارت بر عملکرد بانک‌ها هم آمد زیرنظر همین آقا. در جلسه غیرعلنی رسیدگی به اختلاس هم این نکته مطرح شد و بهمنی انکار کرد اما وقتی نمایندگان قرآن آوردند و به بهمنی گفتند قسم بخور که این بابا از سوی مشایی به تو تحمیل نشده، او حاضر نشد قسم بخورد. شما را به خدا ببینید چه خبر است! پس کجایند آن نهادهای نظارتی که در موارد پیش پا افتاده برای عوام مردم، مو را از ماست می‌کشند. جالب‌تر آنکه رئیس‌جمهور محبوب چیزی با این مضمون گفت که: عزل و دستگیری قائم‌مقام بانک مرکزی نامردی بوده و نامردی بی‌جواب نمی‌ماند. حیرتا که مردم مظلوم ما باید نظاره‌گر این وقایع باشند و حیرتا که معنای «نامردی» را هم فهمیدیم و گویا باید آن را در فرهنگ لغت فارسی دوباره معنا کرد!
منبع:  تهران امروز


با سلام
احتراماً، عطف به مطلب مندرج در آن سایت با عنوان «ماجرای «آزاده اردکانی» را خاطرتان هست؟» در تاريخ ششم آذرماه 1390، جوابيه ذيل جهت تنوير افکار عمومي ارائه مي شود. جا دارد به شما به عنوان مدير سایت البرز تأکيد کنيم که اداره كل روابط عمومي معاونت اجرايي و سرپرستي نهاد رياست جمهوري ، با توجه به انتشار کامل مطلب مذکور در آن سایت، تغيير و حذف حتي اندکي از اين جوابيه را پذيرا نبوده و در صورت هر گونه جرح و تعديل در متن حاضر، تا زمان حصول نتيجه مطلوب از پيگيري موضوع از طرق قانوني منصرف نخواهد شد. بنابراين مقتضي است وفق قانون، جوابيه ذيل به صورت کامل و بي کم و کاست در اسرع وقت درج شود:
1- اگر نويسنده مطلب، «خائن به قلم و قداست آن» نيست، 48 ساعت فرصت دارد كه اتهام ها و اهانتهاي مطروحه عليه آقاي مهندس بقايي رييس سابق سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري را ثابت كند. ضروري است وي در راستاي اثبات اتهام هاي وارده مبني بر «حيف و ميل صدها شيء عتيقه و اموال ملي موزه هاي اين آب و خاك» ، ظرف 48 ساعت آينده مستندات خود را منتشر كند كه اشياء مورد اشاره دقيقاً كدام اشياء بوده، در چه تاريخي به سرقت رفته و اكنون چه سرنوشتي يافته اند؟! در غير اين صورت، منطقي است اگر صفت «خائن» را برازنده اتهام زننده بدانيم.
2- و اما سخن آخر با نهاد حامي مالي روزنامه تهران امروز است كه تمامي توان خود را از طريق «امپراتوري رسانه اي عظيم» خود در راستاي تخريب و تخطئه اركان دولت خدمتگزار و فراهم كردن مقدمات حضور قدرتمند! خود در انتخابات آتي رياست جمهوري به كار بسته است! توصيه مشفقانه ما آن است كه با عنايت به زمان طولاني باقي مانده تا انتخابات، خوب است قدري انرژي خود را ذخيره كنند و چنين شتابزده به اين وادي وارد نشوند!

حسن محسنی
مشاور و مدیرکل روابط عمومی


نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر: